تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
چنان ايدئولوژى پيشنهاد كرده بود كه به مراتب سرزنده‌تر و پذيرفتنىتر از غرب‌گرايى و انگليس‌خواهى از رمق افتاده و مرده بود . پيشنهاد اقبال استقلال و اتكاء به خود بود . اسلام دينى است زنده و رمز آن صعود و تعالى روح انسانى به سوى معراج آزادى از طريق كار و كوشش پيوسته است . غرب تا خرخره غرق در ماديات است ، دير يا زود در آتش شيطانى اختراعات خود خواهد سوخت . اين پيامى نشاطانگيز و روشن‌فكر پسندانه بود كه با رغبت و تمايل به فعاليت ، كه در آن روزگار فراگير شده بود ، همخوانى داشت . اين انديشه‌ها كه در قالب اشعار دلنشين و گوش‌نواز ابراز مىشد سبب قوت قلب و اعتماد به نفس كسانى شد كه دانشگاه عاليگره را ديده بودند . آنان را آماده ساخت تا در مبارزه سخت پيش رو شركت كنند . در همين اثنا بود كه چودرى رحمت على آينده‌نگر و گروه كوچكى از دانشجويان مسلمان ، كه در دانشگاه كمبريج تحصيل كرده بودند ، اصطلاح پاكستان « 1 » را ابداع كردند و انديشهء كشور مستقل اسلامى ، در شبه قاره هند را ، به وجود آوردند . در اين طرح توجهى به اقليت‌ها ، چه بزرگ و يا كوچك نشده بود و بيشتر اهل نظر آن روزگار بدان به چشم انديشه‌اى واهى و پوچ نگريستند . اما اين بذرى سياسى بود ، هرچند ريز و كوچك ، اما مىتوانست جوجه‌اى بشود كه از او فيلى زاييده شود . هرچه قانون 1935 بيشتر شكل مىگرفت آشكارتر مىشد كه قدرت به مقدار هنگفت انتقال خواهد يافت و اين انتقال نهانى نمىتوانست دير زمانى به تأخير افتد . حال مسلمانان صاحب‌نظر و توانمند در اظهار آن و پايبند عقيده و ايدئولوژى اسلامى احساس غربت و تنهايى كردند . دانستند كه فرصت كوتاه است و از دست رفتنى . آنچه را كه نداشتند رهبرى توانا بود . اين
هامش
( 1 ) . پ براى پنجاب ، الف براى افغان ، ك ، براى كشمير ، س براى سند و ستان پسوند فارسى كه معناى سرزمين را مىرساند .