عمومى ، از بابت تجزيه بنگال ، دولت ليبرال موافقت كرد هنديان سهم بيشترى در ادارهء امور كشور داشته باشند . اين تحول از ديدگاه مسلمانان نشانهء خوبى نبود . انديشه انتخابات آژير خطرى را در ذهن مسلمانان به صدا درآورد . موجب آن فرايندى شد كه با هر گامى كه در راه تدوين قانون اساسى هند برداشته مىشد مسلمانان خواستار تضمينهاى قانون بيشترى مىشدند . اين تضمينها در قالب حوزههاى انتخاباتى مخصوص و يا جداگانه براى مسلمانان بود . توجيه مىشد گذاشتن شرط مالكيت براى صلاحيت رأىدهندگان موجب سلب حق رأى اكثريت مسلمانان ، كه در مقايسه با هندوان فقير و تنگدست بودند ، مىشود . در سال 1906 ، لرد مينتو هنگام مذاكره با نمايندگان مسلمانان اين ادعا را پذيرفت . مقرر شد مسلمانان حوزههاى انتخابيه جداگانه داشته باشند . اين پذيرش تشكيل مسلم ليگ را به سال 1906 در داكا به دنبال آورد . اين حق مسلمانان ، در قانون 1909 دولت هند ، به رسميت شناخته شد .
جنگ اول جهانى ظاهرا باعث انحراف اين فرآيند شد . ورود تركيه به جنگ به طرفدارى از آلمان ، وفادارى مسلمانان هند را نسبت به انگليسىها خدشهدار كرد ، زيرا در هند سلطان تركيه را خليفهء مسلمانان مىشناختند .
رهبر مليون هند ، تيلاك از اين وضع سود جست و پيشوايان مسلمانان را به سوى عضويت كنگره جذب كرد . موجب كشش آنان به سوى كنگره ، پذيرفتن حق داشتن حوزههاى انتخابيه مخصوص مسلمانان در پيماننامه لكنو در سال 1916 بود . پس از جنگ شرايط سنگين پيمان سورس « 1 » كه بر تركيه تحميل شد بر ترس و جريحهدار شدن احساسات مسلمانان افزود . باز انگيزه شد تا در نخستين مبارزه عدم همكارى با دولت ، كه توسط گاندى ترتيب داده شده بود ، شركت نمايند . تا مدتى اين احساس برادرى ميان هندوان و مسلمانان ادامه داشت ، كسى متوجه عوارض اصلاحات منتفورد
هامش
( 1 ) .Sevres