تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
اسلام در هند ، قصد اقامت دائمى در منجلاب پس ماندگى اجتماعى و سياسى را ندارد بايستى از يك سو با غرب كنار بيايد و از سوى ديگر هميشه با كيش هندو تفاوت داشته باشد . او بر وجه مشترك انديشه‌هاى بنيادين اسلام و مسيحيت و ميراث مشترك آن دو از دين يهود و سنت آشنايى با فرهنگ يونانى تأكيد مىكرد . مىگفت در هر دو نظام روشنفكرى اسلام و مسيحيت اساس بر وحى و عقل نهاده شده است . از اين نتيجه مىگرفت كه بايد كاربردهاى عملى دانش غربى را فراگرفت . شخصيت نافذ و تواناى او برايش پيرو جمع مىكرد ، و صداقت كامل و تمام عيار او متعصبان را خلع سلاح كرد . در سال 1878 به عضويت شوراى قانون‌گذارى نايب السلطنه درآمد و به هنگام مرگ ، در سال 1898 ، پيشواى بىرقيب مسلمانان هند بود . موضع سيد بر اين بنياد استوار بود كه اسلام با انديشه‌هاى غربى مىتواند كنار بيايد ، مىگفت جوانان مسلمان بايد آموزش و پرورش غربى را تجربه كنند تا مقام اجتماعى سزاوار خود را در جامعه به دست آورند . با اين هدف دانشگاه عليگره را در سال 1875 ايجاد كرد كه مركز به رسميت شناخته شده تجدد اسلامى شد . از اين‌جا بود كه جوانان مسلمان وارد خدمات دولتى و صاحب شغل‌هاى تخصصى شدند . در اطراف اين مركز بود كه گروهى از انديشمندان مسلمان كوشيدند تا دفاعى قانع‌كننده در برابر انتقادهاى غربى ارائه دهند . هنوز اين نهضت تازه بنياد قامت راست نكرده بود كه با مبارزه‌طلبى تشكيل كنگره ملى هندوان روبرو شد . سيد تصميم گرفت كه از كنگره دورى جويد . شايد بتوان اين تصميم را نخستين گام در راستاى به وجود آمدن پاكستان دانست . سيد مىگفت معناى دموكراسى حكومت اكثريت مردم است و حكومت اكثريت مردم در هندوستان معنايش حكومت هندوها خواهد بود ، پس انگليسيان را نمىشود كنار گذاشت . مسلمانان بايد خود را آماده و مهيا سازند تا در اداره كشور جايى متناسب با جمعيت خود پيدا كنند . اين وضع تا هنگام تجزيه بنگال ادامه يافت . با بالا گرفتن هيجان احساسات
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 313 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده