تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
حتى عقب‌تر به زمان شيخ احمد سرهندى « 1 » ( 1624 - 1562 ) بايد بازگشت . شاه ولى اللّه در برابر مبارزه‌طلبى روشنفكران هندى مىگفت معناى تجربه عرفانى يكى شدن با حق و در هم آميختن و يا جذب شدن در ايزد نيست . صوفى بودن ، با اسلام ناب يا آئين سنتى تسلط مطلق پرودگار بر آفرينش ، منافات ندارد . از دست دادن قدرت سياسى را با پناه جستن به قرآن مىتوان جبران كرد . حال كه شاهان نيستند بايد به خداوند متعال تكيه كرد . گامى انقلابى برداشت ، و براى درك بهتر از قرآن آن را به فارسى ترجمه كرد . اين نهضت بدوى به دو شاخه منشعب شد ؛ يكى نهضتى مبارز و سختگير كه با نام « وهابى » شهرت يافت و پيشواى آن سيد احمد بريلى « 2 » بود كه در جنگ با سيك‌ها در سال 1831 كشته شد . پيروان او ، كه مركزشان در پتنا بود ، سال‌هاى سال براى دولت انگليس دردسر آفريد . شاخه ديگر مسالمت‌جو و اصلاح‌طلب بود ، سعى مىكرد تا مسلمانان را از اجراى مراسم هندويى بازدارد ، شيخ كرامت اللّه و حاجى شريعت اللّه در هند از پيشوايان اين گروه بودند . بر اين جمع بايد نهضت بدعت‌گذار ميرزا غلام احمد ( 1908 - 1838 ) در پنجاب را نيز افزود . كه به نام پايه‌گذار آن احمديه و يا ، به نام مركز آنان ، قاديانى خوانده مىشوند . اين نهضت‌هاى تجددطلب در ميان طبقات فرودست مسلمانان پيدا شده بود و هنوز قدمى در راه مبارزه‌جويى پر از فشار غربى برداشته نشده بود . گام اول را سيد احمد خان دهلوى ( 98 - 1817 ) برداشت كه آثار او همان اهميتى را براى مسلمانان داشت كه آثار رام موهان روى براى هندوان . او وابسته به يكى از خاندان‌هاى صاحب منصبان مغولى بود كه وارد خدمت قضايى انگليسيان شد . به هنگام شورش ثابت قدم ماند ، بعدها تحليلى دقيق و مؤثر از موجبات شورش نوشت و منتشر ساخت . تجربه او را متقاعد ساخته بود اگر
هامش
( 1 ) .Sir Hindi( 2 ) .Bareilly