مشخصات جامعههاى اسلامى هند ابعاد كوچك طبقه متوسط يا بالا در اين جوامع بود . اگر از پزشكان يا حكيمها و وكلاى دادگسترى مسلمان و روحانيون بگذريم هر مسلمانى كه صاحب استعداد بود دنبال مقام عالى دولتى و ارتشى بود . زيردستان با لياقت هندو ، كه هميشه به فراوانى موجود بودند ، كارهايشان را انجام مىدادند ، اوج شكوه مسلمانان هند امپراطورى مغولى در سدههاى شانزدهم و هفدهم بود . يعنى همان دورهاى كه قوم فرمانروا در سرتاسر هند بودند و پارهاى اوقات راچپوتها را نيز در حكومت شركت مىدادند . آنگاه كه شاهنشاهى مغولان در سدهء هجدهم فروپاشيد ، اين فروپاشى تنها از دست دادن قدرت به سود ايرانىها و افغانىها و مهاراتاها نبود ، آغاز انحطاطى بود كه به تنزل شديد انجاميد . هر جا كه مهاراتاها پيدا مىشدند از مسلمانها ، به عنوان يك طبقه ، سلب قدرت مىشد ، و دارايىهايشان مصادره مىگرديد . انگليسها در آغاز مأموران مسلمان را به كار گرفتند ، اما از زمان كرنواليس به بعد هندوهايى را كه مىپسنديدند جانشين مسلمانان كردند . هرچه انگليسىها در قوانين مدنى عمومى تجديدنظر بيشتر كردند و مقررات خود را براى محاكم مدنى رواج دادند ، منصبها و مقامهاى قضايى از دست مسلمانان خارج شد . مسلمانان هنوز استادان رسمى زبان فارسى بودند ، اما بعد از آن كه زبان انگليسى در سال 1835 زبان رسمى دولتى و قضايى شد دانستن زبان فارسى اعتبار خود را از دست داد . در همان سال روش آموزش و پرورش انگليسى شروع شد . ديرى نگذشت كه داشتن اين نوع آموزش شرط لازم استخدام دولتى شد . بيشتر مسلمانان محافظهكارتر از آن بودند كه زبان انگليسى را فراگيرند ، آنان دانستن زبان انگليسى را مقدمه كافر شدن مىپنداشتند . اما طبقهء تحصيل كردهء هندى پايبند اينگونه بدباورىها نبود ، اگر فارسى را ياد گرفته بودند به قصد امرار معاش بود . اكنون انگليسى ياد مىگرفتند تا بتوانند شغل ادارى به دست آورند . چندى نگذشت كه كارمندى دون پايه ادارات به انحصار آنان آمد . نه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣١٠