هندوانى بودند كه ، با رضا و رغبت اسلام را پذيرفته بودند . چرا و چونى اين گرايش فراوان بود اما در واقعيت آن ترديد نيست . روستاييان بودايى ، زير دست برهمنها ، آزادى اسلامى را ترجيح مىدادند تا پايبند مقررات يكى از كاستهاى پايين نباشند . گروههاى اخراج شده و يا بيرون از كاست نيز به همين دليل مسلمان مىشدند . گاهى هم طايفه يا قبيلهاى كه مبارزهجو بود ، با ملاحظات سياسى ، اسلام را پذيرا مىشد . انگيزههاى گوناگون براى گرايش وجود داشت . پارهاى از گروهها تصميم دستهجمعى مىگرفتند . عامل بسيار مؤثر خطيبان صوفى مسلك بودند . اين صوفىها ، برعكس طبقه علما يا متخصصان علم فقه كه از ملازمان دربار سلاطين مسلمان بودند اما دربارهء نكات ظريف فقهى آگاهى داشتند ، به قلب هندوان راه پيدا مىكردند . با ساده زيستن و عشقى كه به خداوند مىورزيدند مردم را مجذوب ساختند . تأكيدى كه بر برادرى و ايمان قلبى داشتند بسيارى را ، به هر دليلى از وضع خود ناراضى بودند ، جلب مىكرد . علماء فتوى مىدادند و نكات فقهى را تفسير مىكردند ، اما صوفيان مراكز معنوى و روحانى برپا مىداشتند كه پس از مدت كوتاهى زيارتگاه و مكان مقدس مىشد ؛ مانند زيارتگاه چيشتى در اجيمرو دهلى .
اينگونه بود كه يك چهارم جمعيت هند مسلمان شد . نحوهء پراكندگى جمعيت مسلمان هند را اين عوامل توجيه مىكند . در بيشتر شهرهاى هند اقليتى مسلمان هست كه از بازماندگان بازرگانان و سربازان و درباريان ايام گذشتهاند . در بعضى نواحى نسبت مسلمانان بسيار زيادتر است . در سرتاسر سند ، به استثناى طبقهء بازرگانان ، همگى مسلمانند . در پنجاب بيش از پنجاه درصد جمعيت مسلماناند . از آنجا تا بنگال اقليتهايى در شهرها و روستاها تشكيل مىدهند . در بنگال شرقى تمام نواحى روستايى مسلمان شدند . شايد به اين سبب كه روستاييان بودايى از تسلط برهمنها ناراضى بودند . به هر حال اسلام را بر وضع موجود ترجيح مىدادند . يكى از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٩