ديگر مشخصات قانون حاصل تعميم مقررات پيشين بود . ايالتها را از نو مرزبندى كردند . برمه را جدا ساختند تا سرانجام ، جداگانه ، استقلال يابد .
بدين ترتيب خرق عادتى كه حاصل يك رويداد تاريخى بود به پايان رسيد .
اوريسا از بيهار جدا شد تا همراه با بخشهايى از مدرس و ايالتهاى مركزى ايالت نوينى بشود . سند از بمبئى سوا شد ، و با ايالت شمال غربى كه در سال 1932 تشكيل شده بود ايالتى تمام عيار تشكيل داد . به اين ترتيب هند انگليسى ، سرانجام متشكل از يازده ايالت و چهار كميساريا و يك نمايندگى بلوچستان شد . فرمانداران ايالت را به عنوان احتياط حفظ كردند ، و به آنان اين قدرت را دادند كه در صورت نبودن وزير مسئول ايالت ، وظايف او را انجام دهد . فرماندار كل هم به جاى خود باقى ماند . نمايندگى جمعيتهاى مذهبى كه هماكنون از مشخصات قانون اصلاحات منتفورد بود به گونهاى منطقى گسترش يافت . موضوع مورد مناقشه داغ تخصيص كرسىهاى « ذخيره شده » در شوراى قانونگذارى بود . در اين جا بايد اين نكته را افزود كه هر چند اين اصل به نفع اقليتها بود ، و مخصوصا به مسلمانان در شوراى فدرال ايالات كرسىهاى پيش از آنچه حقا سهم آنان بود مىداد ، اما آنان را از اكثريتى كه در غير اين صورت ، در پنجاب داشتند محروم مىكرد . اين امر ، در سال 1947 ، عواقب بسيار شوم و فاجعهبارى در پى داشت .
قانون اساسى سال 1935 روى هم رفته سندى حاكى از دورانديشى بود و مىشد آن را پيش درآمد استقلال خواند . اما عيبهاى بسيار جدى نيز داشت .
نخست ؛ هم آنگونه كه يادآور شديم ، براى هندوستان مستقل چهارچوبى محافظهكارانه پيشبينى كرده بود ، ركن اصلى اين چهارچوب شركت شاهزادگان و راجهها بود . با در نظر گرفتن ويژگىهاى روانى شاهزادگان و راجههاى آن روز هند اين خطر هميشه وجود داشت كه تمام امور به علت عدم همكارى زيركانه آنان به هم بخورد . يا آن كه نيروهاى محافظهكار موجود در هند بيش از اندازه قدرتمند شوند . هند مستقل ، ولى تحت تسلط
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٩