از پيشوايان سرشناس هند تشكيل شده بود ، دستورات لازم را به وزراى مسئول ايالات بدهد . قدرت شورا واقعى بود . وزيرى را كه مىخواست خودسرانه عمل كند از كار بر كنار كرد . متهم به ديكتاتورى شده بود ، اما مىخواست موقتا ، تا تشكيل دولت كنگره در مركز ، امور را اداره نمايد . در پشت اين پردهاى كه بافته شده بود با چرخهاى نخريسى ، اتومبيلهاى آخرين سيستم ، كلاه گاندىوار و كلاهخودهاى سفيد و پردار انگليسىها ، دربارهء اين دو مورد مناقشهاى سخت جريان داشت . در اردوى كنگرهاىها مبارزهطلبى جناح چپ به پيشوايى اس . سى . بوزه با مقاومت روبرو شد و شكست خورد .
دولتىها نيز با شاهزادگان جهت پيوستن به فدراسيون به گفتوگو پرداختند .
رفت و آمد سفيران و نوشتن يادداشتها پايانناپذير مىنمود ، اما شوق و ذوق سال 1930 شاهزادگان براى پيوستن به فدراسيون جاى خود را به شك و ترديد و هراس از آينده و اميد به ادامه فرمانروايى همراه با خودكامگى به مدت نامعلوم داده بود . شاهزادگان از اصل داوطلب شدن براى پيوستن به فدراسيون سوء استفاده كرده و گفتوگوها را عمدا كش مىدادند .
نايب السلطنه تازه درنيافته بود كه تن دادن به پيوستن به فدراسيون ، بىاعمال فشار ، ناممكن است . اگر هم از اين مطلب آگاه بود از اعمال فشار پرهيز مىكرد . آنگاه جنگ جهانى روى داد و با آن آخرين بخت شاهزادگان هندى ، براى اين كه در هند نوين محلى از اعراب باشند ، از ميان رفت . همگى تبديل شدند به سنگوارههايى كه زنده بودند و راه مىفتند و نفس مىكشيدند .
در اين جا بايد تحول ديگرى را نيز متذكر شد . هر چند در جاى ديگر ، به گونهاى كامل ، در آن باره گفتوگو خواهيم كرد . مدتها بود ميان مسلمانان اختلاف سياسى پيدا شده بود . حتى حزب مسلم ليگ دچار انشعاب شده بخشى از آن را ليگ و بخش ديگر را كنفرانس نام نهاده بودند . با مطرح شدن قانون اساسى ، محمد على جيناح عضو سابق كنگره و حقوقدان اهل بمبئى ، توانست اين شكاف را با رهبرى خردمندانه خود بپوشاند . در انتخابات ملى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٩٢