و آماده شدن برنامهء زمانبندى شدهء اجرايى را به دنبال داشت . در سال 1936 لرد لين ليتگو ، « 1 » كه هماكنون آموزش ديده بود تا رياست كميسيون كشاورزى هند را بر عهده گيرد ، مأمور هند شد تا نظام نوين را رسما آغاز نمايد .
خوش نيت بود و زحمتكش و داراى قابليت مديريت . اما نه دورانديشى لرد اروين را داشت و نه ذهن خلاق او را . در فوريه 1937 انتخابات ايالتى انجام شد . انتخابات گذشته شوراى قانونگذارى ، كه در سال 1929 انجام شده بود ، نشان داد كه كنگره بر هندوستان هندويى تسلط دارد . انتخابات نو مؤيد اين واقعيت بود ، و در پنج ايالت اكثريت مطلق به دست آوردند . در بمبئى با پشتيبانى « همراهان » خود توفيق يافتند ، و در ايالت شمال شرقى پاتانهاى « پيراهن سرخ » كه از متحدان كنگره بودند صاحب اختيار شدند . تنها در ايالت كوچك آسام و سند مسلماننشين حرفى براى گفتن نداشتند و در دو ايالت مهم بنگال و پنجاب در اقليت ماندند ، در بنگال به علت اكثريت آراء مسلمانان و در پنجاب به علت ائتلاف و اتحاد مالكان مسلمان و هندو . كنگره ، ناگهان ، با معماى به دست گرفتن زمام امور روبرو شد . اين بار واقعيت قدرت در حوضههاى ايالتى چنان آشكار بود كه هشدارهاى جواهر لعل نهرو و اس . سى .
بوزه دربارهء خيانت و مكر انگليسيان ناديده گرفته شد و پس از سه ماه چانه زدن بر سر قدرت « ذخيره شده » ، فرمانداران و وزراى كنگره در رأس امور قرار گرفتند . آقايى و بزرگى كنگره دو سال و نيم ادامه داشت ، اگر آغاز جنگ جهانى دوم مشكلات و موانع تازهاى را پيش نياورده بود مدت حكومت آنان دوام بيشترى مىيافت . دورهاى اميدواركننده بود . وزراى جديد در عمل با كفايت و سازنده از آب درآمدند . سرانجام هم صاحب منصبان قديمى و وزراى جديد با احترام و حسرت متقابل از يكديگر جدا شدند . چون دولت مركزى وجود نداشت كنگره سعى كرد با شوراى عالى فرماندهى ، شورايى كه
هامش
( 1 ) .Lord Linlithgow