به دست آمده از اين آزمايش و سياستهايى كه پس از انجام آزمايش بايد دنبال شود ، نشده بود . در شانزده سال فاصله ميان دو قانون در افكار عمومى مردم انگليس ، انقلابى در خصوص هندوستان رخ داده بود . توفيق اصلاحات مونتفورد در چند ايالت ، به رغم ناكامى آنها در چند ايالت ديگر و پيشرفت سريع تحول و عمران هند ، تأثير خود را گذاشته بود . اما از اينها مهمتر نيرومندى و نظم نهضت مقاومت مدنى در سالهاى 31 - 1930 ، و مهارت در رهبرى نهضت همراه با طرز برخورد نوين شاهزادگان موروثى بود كه اكثريت قاطع محافظهكاران را قانع ساخته بود نهضت ملى هند نه تنها واقعيتى انكارناپذير بلكه با اهميتترين واقعيتهاى هند است . كنار آمدن با آن واجب بود . در چنين وضعى دولت محافظهكار صلاح در اين مىديد كه نهضت را در راستاى منافع خود هدايت نمايد و نه اين كه بيهوده موانع مصنوعى ايجاد كند آن هم موانعى كه آشكار بود در برابر سيل فزايندهء ملىگرايى يكى پس از ديگرى فرو خواهد ريخت . بنابراين نه تنها بيانگر اتفاقنظر سياستمداران بود بلكه سعى حساب شدهاى بود تا استقلال نهايى هند بدان شكل درآيد كه مطلوب محافظهكاران باشد . انگلستان با هند در ايجاد هندوستان مستقل شريك مىشد ، اما در ضمن مراقبت مىكرد كه هند نوين چنان هندى باشد كه منافع محافظهكاران در آن نقش اساسى بازى كند .
بنابراين اهميت قانون تنها از اين نظر نبود كه انگلستان حاضر به سازش سياسى شده بود ، يا گامى در راستاى برآوردن خواستههاى كنگره برداشته بود ، بلكه طرح حساب شده براى تحول سياسى مطلوب محافظهكاران بود .
اين مشخصات سياستهاى محافظهكارانه را ، به خصوص در ساختار فدراليستى و در چگونگى رفتار با شاهزادگان موروثى و ديگر تمهيدات سياسى پيشبينى شده در قانون مىتوان مشاهده كرد . اگر آن قانون ، عملى مىشد نتيجه منطقى آن اين بود كه هند به تحقيق پس از ده يا بيست سال استقلال مىيافت . اما اين استقلال تا آن اندازه به سود منافع موجود واگذار
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٦