شاهزادگان ، ممكن بود خوش نقش و نگار و آرام بنمايد ، اما نه مىتوانست پيشرو باشد و نه تأثيرگذار . مثل اين بود ترتيبى داده شود تا ساعت شماطهدار پيش از آن كه زنگ بيدار باش آن به صدا درآيد از كار بازايستد . دومين عيب قانون اين بود كه براى جلوگيرى از تجزيه شبه قاره در آن هيچگونه پيشبينى نشده بود . فشارى كه سبب تنظيم و تدوين اين قانون شده بود اصولا از سوى هندوان اعمال شده بود . مسلمانان بر اين پنداشت بودند كه در تدوين آن به گونهاى بنيادين منافع هندوان در نظر گرفته شده است . تصور مىشد اصل فدراليسم ، كه قدرت زياد به حكومتهاى ايالتى مىداد ، موجب رفع نگرانى مسلمانان شود ، زيرا اختيار پارهاى از ايالتها به دست آنان مىافتاد . اين معنى در سند و ايالت شمال غربى صادق بود ، اما در بنگال اكثريت مسلمانان چنان ناچيز بود كه هميشه براى حكومت كردن نيازمند ائتلاف بودند . از همه مهمتر در ايالت بسيار مهم پنجاب ، اكثريت مسلمانان چنان نبود كه ادارهء ايالت توسط آنان تضمين شود . سرسختى و پافشارى انگليسيان در اعمال انديشه دولت يكپارچه ، ارادهء پارلمانى و حكومت اكثريت ، باد ناموافقى بود كه حاصل آن طوفان قتل عامهاى پس از تقسيم شبه قاره بود . سياستمداران وقت از درك اين نكته عاجز بودند كه در زندگى روزمره موارد و مواقعى پيش مىآيد كه نه هيچ مسلمانى زيربار هندو خواهد رفت و نه هيچ هندويى زيربار مسلمان . فدراسيون منطقهاى كافى نبود ، لازم بود با نوعى فدراليسم صنفهاى فرهنگى نيز همراه باشد تا جمعيتهاى بزرگ مذهبى يقين كنند ارزشهاى فرهنگى و سنتى زندگى آنان دستخوش اميال اين و آن نخواهد شد . در گذشته بىطرفى مذهبى انگليسىها بر موضوع مورد مناقشه سرپوش گذاشته بود . چون انگليسىها توفيق يافته بودند با بىطرفى از كنار مناقشههاى مذهبى گذر كنند بر اين پنداشت بودند كه چنين مواردى وجود ندارد . هند بود كه مىبايست تاوان اين نادانى و غفلت را بپردازد .
قانون در سال 1935 به تصويب رسيد و تأخيرهاى معمول تا مراحل ثبت
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٩٠