تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
شده بود تا هندوستانى پيدا مىشد كه با آنچه امروز مىشناسيم تفاوت فاحش داشته باشد . نخستين ويژگى قانون ، اصل فدرال بودن حكومت بود ، كه به جاى انتقال قدرت پيش‌بينى شده در اصلاحات منتفورد آمده بود . گامى منطقى در راستاى پيدايش هندى متحد و يكپارچه مىنمود زيرا ناچار به پذيرفتن اين واقعيت بود كه در هند تفاوت‌هاى محلى وجود دارد . لزوم به رسميت شناختن آزادىهاى محلى را ، در چهارچوب نظارت مركزى ، تاييد مىكرد . امكان فراهم مىآورد تا آن نواحى هند كه در قلمرو شاهزادگان بود به هند يكپارچه بپيوندد . مشكل قدرت‌هايى كهن اما موجود را ، از طريق تدوين سه فهرست دقيق قانونى يعنى « مركزى » ، « ايالتى » و « همزمان » گشودند . مراد از « همزمان » اين بود كه در مواقع اضطرارى دولت مركزى بتواند قدرت بيشترى اعمال كند . ايالت‌هاى نوبنياد را صاحب انعطاف مالى بيشتر كردند . سهميه‌اى از درآمدهاى مالياتى را بدانها تخصيص دادند . شامل كردن شاهزادگان خودكامه گام بزرگى بود كه به هويت هند فدرال نوبنياد رنگ و روى ويژه مىداد . چون قراردادهاى جداگانه مستقيم با مقام سلطنت بسته بودند ، وارد شدن آنان به حكومت فدرال مىبايست داوطلبانه باشد . بنابراين مقرر شده بود كه قدرت حكومت فدرال آنگاه بر آنها قابل اعمال خواهد شد كه نيمى از آنان - و مراد نيمى از جمعيت آنان بود - حكومت فدرالى را پذيرفته باشند . با همين استدلال شاهزادگان اجازه يافته بودند نمايندگان خود را روى هر دو شوراى قانون‌گذارى منصوب كنند . يك سوم كرسىهاى شوراى پايين‌تر و دو پنجم كرسىهاى شوراى عالىتر را به آنان اختصاص داده بودند . اين سنت‌ها به گونه‌اى كلى با جمعيت آنان متناسب بود اما آن جا كه پاى امتياز دادن واقعى به ملت هند در ميان مىآمد پرداخت‌ها به اين شاهزادگان و راجه‌هاى خودكامه به مراتب بيش از دريافت‌ها از آنان بود . شاهزادگان با رأى دسته‌جمعى خود همراه با مسلمانان يا ديگر كاست‌هايى كه قرار بود صاحب