واجب است ] را ندارند كمربند مقدس خود را باز كرد و به دور انداخت .
ميليونها مردم بيرون از كاست و مخصوصا « نجس » ها را از نو نامگذارى مىكرد . آنها را هريجانها « 1 » يا فرزندان خدا خواند . آنان را با آغوش باز در اشرم « 2 » [ - خانقاه ] خود مىپذيرفت . همهگونه چارهجويى مىكرد تا بر برابرى آنان با ديگران تأكيد شود . حق و عزت انسان بودن را به مراتب واقعىتر و مهمتر از قواعد كاست مىدانست . اگر پيش مىآمد كه گوسالهء مقدس ، به گونهاى شفاناپذير بيمار مىشد كشتن آن جاندار را از روى ترحم تجويز مىكرد . اين برخورد و حركات او دشمنى و كينهء برهمنها را برانگيخت .
سرانجام هم يك برهمن او را به قتل رساند . براساس بىپروايى در انتقاد ، بىبيم و هراس از جماعات دينى ، ادعاى حقوق سياسى مساوى براى تمام هم ميهنان خود مىكرد .
جوهر انديشههاى او آئين اهيمسا يا عدم خشونت بود . تعليم مىداد خشونت مظهر و نشانه بىمنطقى و كينهجويى ، و نقطه مخالف محبت و مهربانى است . مىگفت محبت و مهربانى ، آن جوهر معنايى است كه هستى و كائنات را اشباع كرده است . بنابراين بايد با منطق و تقاضاى صميمانه با طرف مقابل روبرو شد . اگر طرف در اعمال خشونت اصرار دارد بايد خشونت وى را با روى باز پذيرا شد تا شايد روح او پاك و تطهير شود . گاندى معتقد بود تحمل درد و رنج خاصيت شفا دهنده دارد . استعداد و قابليت تبديل پذيرى طرف خشونتگر را بالا مىبرد . دشمنانى كه دليل و منطق سرشان نمىشود اگر در برابر اعمال خشونت با تحمل توأم با خوشرويى و بشاشت روبرو شوند ، به سوى حق متحول خواهند شد . همراه با عدم خشونت افسار زدن بر نفس اماره ، از طريق روزه گرفتن و توبه كردن ، را توصيه مىكرد و اندرز مىداد . عدم خشونت چشمگيرترين وجه انديشههاى گاندى بود اما هسته
هامش
( 1 ) .Harrijans( 2 ) .Ashram