افراد كنگره شد . نابسامانى كار كنگره به صورت انشعاب گروههايى كه شعار « همكارى پاسخ دهنده » تيلاك را از نو زنده كرده بودند ، ظاهر شد . واقعيت اين بود كه وارد شدن كنگره در شوراها چنان بر اهميت شوراها افزود كه از ميان برداشتن آنها دشوارتر شد . اعضاى حزب سواراج دچار سردرگمى شدند . دولت را از بيرون و يا از درون شوراها نمىتوانستند ساقط كنند . خود آنان نيز به علت اختلاف عقيدتى كه با دولت داشتند نمىتوانستند پذيراى مسئوليت شوند . هر چه بيشتر به عنوان همكار همكارى نكننده اقدام مىكردند ، ناتوانتر مىشدند . افراد كهنسال در كنگره به انشعاب كنندگان يا گروههاى مذهبى مىپيوستند و اعضاى جوانتر به گروههايى كه طرفدار اقدام مستقيم بودند . گاندى آنان را از اين سردرگمى و حيرت رهايى بخشيد .
حال بايد به او پرداخت :
گاندى ( كه حال لقب مهاتما « 1 » را به او داده بودند ) در سال 1869 در ايالت كوچك كتهيوار در شهر پوربندر به دنيا آمده بود . پدرش بهگونهاى موروثى مسئول ديوان آن ايالت بود كه حكم نخستوزير را داشت . خاندان او از كاست وايش يا بازرگانان بود . گروه بازرگانان كتهيوار به فرقه جينها وابستگى نزديك داشتند ، فرقهاى كه اهيمسا « 2 » يا عدم خشونت يكى از اصول بنيادين اعتقادات آنان بود . بنابراين گاندى از همان آغاز در محيطى پرورش يافته بود كه مداراگر و مخالف با خشونت بود ، هر چند اين طرز تلقى از وجوه برجسته اعتقادات تمام هندوان نيست . با سلسله مراتب روحانيون برهمنى هم رابطه نداشت . شرح ايام كودكى او بهگونهاى دلنشين در كتاب « داستان تجربيات من با حقيقت » « 3 » آمده است . در هنگام كودكى براى او دختر خردسالى را عقد بستند . در نوجوانى به لندن فرستاده شد تا در وكالت دعاوى تخصص
هامش
( 1 ) . مهاتما معناى صاحب روح بزرگ را مىرساند كه رابيندات تاگور به او داده ، و حال مورد قبول همگان قرار گرفته بود .
( 2 ) .Ahimsa( 3 ) .My Experiments With Truth