طبقات مختلف ، در چهارچوب نهضت ملى ، بود . از آنرو مىتوانست تودهها را وادار سازد تا از طبقاتى پيروى كنند كه به عنوان يك هندوى اصيل ، مورد قبول تودههاى مردم بود . اگر مىتوانست طبقات را وادار سازد كه كيش هندوى او و آنچه كه شيوههاى بدوى او مىپنداشتند بپذيرند بدان سبب بود كه او تودهها را جذب و طرفدار طبقات مىساخت . صاحبان صنايع ، چرخريسى او را ، و سياستمداران ، لنگپوشى او را ، و شكمبارهها پرهيزها و غذاى ساده او را ، بدان سبب تحمل مىكردند كه مىدانستند با اين تحمل ، پشتيبانى لازم را به دست خواهند آورد . از اين گذشته به تجربه دريافته بودند چون پاى رويارويى با انگليسىها در ميان مىآمد گاندى از تمام آنان پيشى مىگرفت ، چه در استدلال و چه در چارهجويى . از همه مهمتر گاندى مىتوانست در زمينه رشته تخصصى و مطلوب انگليسىها ، يعنى تقواى اخلاقى ، آنان را شرمنده و سرافكنده سازد . اگر كوخيل ، تيلاك و بانرجى ملىگرايى را براى طبقات فراهم آورده بودند گاندى براى كشور هند ملتى را هديه آورد .
گاندى در اوايل سال 1924 ، پس از عمل جراحى دشوارى ، از زندان مرخص شد . تقريبا نخستين اقدام فراگير اجتماعى او اين بود كه در تابستان سه هفته روزه گرفت تا مردم دست از اختلافات بردارند و او شخصا تاوان و جريمه شورشهاى توأم با خشونت اخير را بدهد . نتيجه ، تشكيل كنفرانسى با هدف ايجاد وحدت شد ، و بار ديگر در مركز امور قرار گرفت . اما در آن مقطع زمانى كه حزب سواراج در انتخابات كامياب شده بود اين حزب در اوج قدرت بود . تنها گروهى كه اشكارا از گاندى طرفدارى مىكرد گروه كوچكى بود كه با تغييرات در شيوهء حكومتى مخالف بود . اما ذهن موشكاف گاندى تضاد نهفته در موضع سواراجها را درك كرده بود . مىدانست كه معناى نزديكى بيشتر به هدف فورى - ناتوان ساختن حكومت مضاعف - دور شدن از هدف نهايى - به دست گرفتن زمام امور دولت - است . احساس بيهودگى و نارضايى درونى و روى گردانى مردم رو به افزايش بود . گاندى با خوشرويى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٧٦