تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

16 مهاتما

با دستگيرى گاندى در سال 1923 هند حالتى مانند دوران نقاهت بعد از تب را داشت . بحران رد شده بود . بيمار و دنياى پيرامون او با يكديگر تماس داشتند . مىبايست با هم به سازش برسند . از يك سو آشكار بود هنوز شرايط سرنگونى دولت فراهم نيامده است ، از آن سو ناديده گرفتن كنگره نيز ديگر ممكن نبود . احساس تهى بودن مىشد ، معلوم نبود چه بايد بشود . آنچه بر اين سردرگمى افزود فروريختن نهضت « خلافت » بود . رستاخيز تركيه به رهبرى كمال آتاتورك نخست باعث دلگرمى مسلمانان هند شد . از شكست يونانيان در پايان سال 1923 دلشاد شدند و از تجديدنظر در قرارداد سيورز ، آن هم به زور سرنيزه ، خشنود . اما ديرى نگذشت كه اين وجد و سرور به حيرت و اندوه تبديل شد . آتاتورك سلطان را خلع كرد و بساط خلافت را برچيد . اثر اين اقدامات بر مسلمانان احساس تنهايى و غربت بيش از هميشه بود . حال كه در بيرون هند دوستى براى آنان باقى نمانده بودند بر ترس و واهمهء آنان از برترى و تسلط هندوها افزوده شد . به سال 1924 كه مىرسيم درگيرىها و شورش‌هاى مذهبى جايگزين اتحاديه كنگره و مسلم ليگ شده بود . در اين ضمن مردم مراقب ايفاى نقش وزراى ليبرال با قانون اساسى نوين بودند . در مركز اصلاحاتى شد ، قوانين رولات و قانون مطبوعات 1910 لغو شد .