نهضتهاى ملى جلوگيرى كنند بلكه حتى قادر نيستند اينگونه نهضتها را هدايت نمايند . از همه مهمتر ثابت شد به دنبال و به جاى حرف عمل هم مىتوان كرد . كنگره ، كه تا به حال فقط توانايى ترغيب و تشويق داشت ، حال صاحب قدرت سياسى نيز شده بود . اما تمام آيات و نشانهها بر عليه دستگاه رسمى قرطاس بازى انگليسىها نبود . اين احساس كه دولت انگليس عزم جزم كرده تا از تجدد و بيدارى هند جلوگيرى كند تنها موجب انشعاب گروههاى تروريستى ، كه در بنگال ظرف چند سال آتى عمليات وحشيانه انجام دادند ، نشد . احساسات ضد دولتى به شدت توسعه يافته بود . به موازات آن بر تعداد پيروان تاليك افزوده شد . اين غليان احساسات سبب شد در نشست سال 1907 كنگره كه در سورات انجام شد خود كنگره دچار شكاف شود . نتيجه آن افول ستارهء بخت تاليك بود ، و سرتاسر شبه قاره هند برآشفته و ناآرام و دچار سرگشتگى بود .
هنوز چند هفته از بازگشت گرزن به انگليس نگذشته بود كه حزب ليبرال با اكثريت هنگفتى در انتخابات انگلستان برنده شد . دولت نوين انگلستان نسبت به خواستههاى مردم هند نظر مساعدتر داشت . انتظار مىرفت بيشتر اقدامات ستيزهجويانه گرزن را لغو كند ، اما چنين نشد و اين اقدامات ابقاء شد .
وزير كشور نوين جان مورلى « 1 » بود كه ، پيش از آن ، زندگينامه گلادستون را نوشته بود . از اديبان تندروى بود كه حال ستارهء اقبال سياسى او طلوع كرده بود . اما اين طلوع آنگاه رويداده بود كه به علت بالا رفتن سن ، گرفتار انديشههاى غرورآميز شده بود . رفتارى خودكامه داشت ، و در عمل دچار ضعف بود . در كلكته با مينتو ، جانشين گرزن روبرو شد كه استعمارگرى تمام عيار بود و به تازگى از كانادا به هندوستان انتقال يافته بود . نه در كار استاد بود و نه استعدادى درخشان داشت . اما خونسرد و بىتفاوت و آگاه از اوضاع روز
هامش
( 1 ) .Jhon Morley