و طبيعت آدميان بود . اين دو نفر ظاهرا با هم ناسازگار مىنمودند . اما به گونهاى غير منتظره جفتى مناسب از آب درآمدند . بىعطوفتى مينتو مصلحتى بود براى مزاج آتشين مورلى و خونسردى وى ترياقى بود براى دودلىهاى وى . هرچند كه دولت در نشان دادن واكنش سريع دچار ترديد بود اما اوضاع هند را بسيار جدى گرفتند . بى آنكه هدفهاى درازمدت سياسى را بپذيرند تصميم گرفته شد حسن نيت و اعتماد قشرهاى سياسى را جلب كنند . بر اين اساس ميان مورلى و مينتو گفتوگوهايى انجام شد و قرار گذاشتند با كوخيل مشورت كنند . انديشه ايجاد شوراى مشورتى را به دور افكندند . گفتوگو بر اين نكته متمركز شد كه ميان هندوان و دستگاه ادارى ارتباط و نزديكى ايجاد كنند ، بر تعداد و قدرت شوراهاى قانونگذارى موجود بيفزايند . دادن اين امتيازات ، كه امروزه ناچيز و اندك مىنمايند ، با در نظر گرفتن سوءظن محافظهكاران و مخالفت شديد مسئولين ادارات ، نياز به جرأت و خطر كردن داشت . وقوع انشعاب در كنگره و گسترش افراطگرى و پيدا شدن گروههاى تروريستى از يك سو نوعى فوريت رسيدگى به امور را لازم مىساخت . از سوى ديگر دلايل موجهى براى به تأخير انداختن هرگونه اصلاحات در دست محافظهكاران بود . آنگاه كه براى نخستين بار پيشنهاد شد هنديان در شوراى اجرايى نايب السلطنگى شركت كنند ، اولين واكنش اعضاى شورا ، به قول پروفسور دادول « 1 » اين بود كه گويى طپانچه بر شقيقه آنان گذاشتهاند .
حاصل اين گفتوگوها قانون شوراهاى هند مصوب 1909 بود كه با اسم اصلاحات مورلى - مينتو شهرت يافته است . هماكنون هنديان به عضويت شوراى نايب السلطنه و شوراى هند در لندن درآمده بودند . حال راه گشوده شد تا هنديان در شوراهاى اجرايى ايالات نيز عضويت پيدا كنند . شوراى قانونگذارى سلطنتى گسترش يافت . تعداد اعضاى آن از 25 عضو به شصت
هامش
( 1 ) .Dadwell