رسمى بودن و خشكى ظاهرى استعدادى فراوان در برخورد با مردم داشت .
بهگونهاى نامتعارف طرز تفكر و انديشيدن هنديان را درك مىكرد . تماس با كوخيل را ادامه داد . از مشورت كردن با مقامات غير رسمى واهمه نداشت .
تاجگذارى جورج پنجم فرصتى بود براى برگزارى مراسم دربار بزرگ در دهلى ، به سال 1911 ، كه شخص پادشاه و شهبانوى انگليس رياست آن را بر عهده داشتند . از اين فرصت استفاده شد تا تقسيم بنگال ملغى و وضع به صورت اول برگردد . پايتخت دولت هند به دهلى انتقال يافت . دو بنگال بار ديگر يكى شدند ( تا دلتنگى اهل بنگال از انتقال پايتخت تخفيف يابد ) . آسام ايالتى مستقل شد . ايالت نوين بيهار و اوريسا به پايتختى شهر تاريخى پتنا در ساحل رود گنگ ايجاد گرديد . انتقال پايتخت كه از زمان نايب السلطنه بودن لرد ويليام بن تينك مورد مطالعه قرار گرفته بود سرانجام عملى شد . تا آخرين لحظه خبر اين تصميم ، بىاندازه مهم ، محرمانه ماند . انتقال پايتخت اسباب خشم شديد گرزن و اروپاييان مقيم كلكته شد ، اهل بنگال را دلتنگ و افسرده ساخت ، اما در عوض تمام مردم هند از اين تصميم احساس رضايت كردند .
اين نظر كه انگليسيان به مركز و قلب هندوستان تغيير مكان داده بودند اينگونه تعبير مىشد كه هندوستان را در آتيه نه چندان دور با رژيمى كاملا نوين اداره خواهند كرد .
در آن مقطع زمانى جوّ آكنده بود از اميدوارى و افق روشن و فعاليتهاى مثبت . هنگامى كه نايب السلطنه با تشريفات رسمى به دهلى آمد تا انتصاب كوخيل در كميسيون آيزلينگتون « 1 » را ، كه قرار بود سهم بزرگترى در انتصاب دولتى به هنديان بدهد ، اعلام دارد مورد سوء قصد قرار گرفت ، اما از حادثه جان سالم بدر برد . كوخيل را به افريقاى جنوبى فرستاد تا مهاتما گاندى جوان را ، كه به نمايندگى از سوى هنديان مقيم آن ديار از تبعيضات نژادى شكايت
هامش
( 1 ) .Islington Commission