تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
عضويت در هيئت‌هاى امناى دانشگاه‌ها بودند ، يعنى عوامل رسمى دولتى ، بر شدت مديريت دولتى بر اين مؤسسات افزود . اشكال از هم اين جا آغاز شد . آموزش عالى از مسائلى بود كه به شدت مورد توجه و علاقه طبقهء متوسط نوين بود . فرصت‌هاى به دست آمده و پيشرفت‌هاى خود را ناشى از آموزش عالى ، كه عمدتا با مديريت خود آنان اداره مىشد ، مىدانستند . اقدامات گرزن را به عنوان اعلان جنگ تلقى كردند . آن را دخالت ادارات دولتى دانسته و حمله‌اى حساب شده عليه احساسات ميهن‌پرستانه هنديان پنداشتند . سرانجام مشكل تقسيم بنگال پيش آمد . بنگال ايالتى بيش از حد بزرگ بود كه هفتاد و هشت ميليون نفر جمعيت داشت و شامل بنگال‌هاى شرقى « 1 » و غربى و بيهار و اوريسا بود . مدت‌ها در اين باره بحث شده بود . اشتباه گرزن اين بود كه به جاى حرف عمل كرد . ايالتى نوين ، متشكل از بنگال شرقى و آسام كه سى و يك ميليون نفر جمعيت داشت ، به پايتختى داكا تأسيس كرد . اما مردم بنگال شرقى عمدتا مسلمان بودند و از آن بنگال غربى هندو . از اين گذشته در بنگالى كه جمعيت آن به چهل و هفت ميليون تقليل يافته بود بنگالىها در مقابل مردم بيهار و اوريسا در اقليت قرار گرفتند . طبقه سياسى بنگال به شدت سربلند كردند . هيجان و آشفتگى منحصر به طبقه سياسى نبود . روستانشينان بنگال نيز برآشفتند . همگان بر اين باور بودند كه گرزن از روى قصد و تعمد بنگال را دوپاره كرده بود تا در برابر فعاليت سياسى مردم بنگال واكنش نشان دهد . بر مقام اجتماعى مسلمانان نسبتا عقب مانده بنگال افزوده بود تا به خيال خودش تعادل سياسى ايجاد كند . حقيقت امر اين بود كه گرزن به همان اندازه كه در مديريت فعال و واقع‌بين بود در امور سياسى كودن و دير فهم بود . اصلا به مخيلهء او حتى خطور نكرده بود به هنگام مذاكره درباره قانون تعليمات عاليه يك نفر هندى را هم در شوراى مربوط شركت دهد . حال آن كه بنگال
هامش
( 1 ) . حال كشور بنگلادش ، يا پاكستان شرقى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 242 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده