پيش رفتن كه مظهر آن زير تسلط آوردن كامل نواحى اين سوى خط دوراند « 1 » بود ، باعث روشن شدن آتش عصيان در ميان عشاير مرزنشين شده بود .
سياست مرزى را دگرگون ساخت . نيروهاى مسلح را پس كشاند و در پايگاههايى متمركز ساخت تا نقش نيروى ذخيره متحرك را بر عهده گيرند . از مزدوران عشاير براى ايجاد امنيت در مناطق عشايرنشين استفاده كرده و راههاى ارتباطى را تعمير و آماده استفاده ساخت . سپس نواحى شمال غربى پنجاب را از آن ايالت مجزا كرد . ايالت نوينى را ، كه زيرنظر مستقيم دولت هند اداره مىشد ، به وجود آورد . سياست گرزن دربارهء افغانستان كامياب بود . به كمك دولت انگلستان نمايش قدرتى در خليج فارس داد كه هشدارى به جاهطلبىهاى آلمان بود . در سياستهاى خود نسبت به تبت ناكام ماند .
همانگونه كه نايب السلطنههاى پيش از او از پيدا شدن شبح قدرت روسيه در افغانستان واهمه داشتند او نيز گرفتار وحشت نفوذ روسها در تبت شد . اين وحشت سبب اعزام نيرو به سرپرستى يونگ هسبند « 2 » در سال 1940 به لهاسا شد . در اندك زمانى مجبور به انكار آنچه رويداده بود گرديد . اين آخرين غزلخوانى جهانگشايى هند تحت تسلط انگلستان بود .
در خود شبه قاره از يك سو امراء و شاهزادگان دست نشانده را مورد عنايت و عطوفت قرار مىداد . از سوى ديگر تهديد مىكرد و برايشان شاخ و شانه مىكشيد . اما روى هم رفته ستايشى كه به دليل آرام بودن از آنان مىشد و تحسين از اقداماتى نظير تشكيل « سپاه خدمت به امپراطورى » مؤثرتر از سرزنش و بهانهجويى بود . شاهزادگان و امراء اعتماد به نفس پيدا كردند ، و در سال 1914 يك صدا وفادارى خود را اعلام داشتند . او دستگاه قرطاس بازى ادارات را واژگون ساخت ، عليه گزارشنويسىهاى مفصل و تأخيرهاى
هامش
( 1 ) .Durand Lineخط مرزى كه در سال 1893 تعيين شده بود و كمربند عشايرنشين ميان هند و افغانستان را از ميان به دو نيم تقسيم مىكرد .
( 2 )Uoong Husband