عاليه دولتى نخواهد بود - و سابقهء آن به سال 1833 مىرسيد - شانه خالى كند .
اين موارد اختلاف بر حساسترين نقاط روح تمام طبقه متوسط ، يعنى آرزوها و جاهطلبىها و عزت نفس آنان فشار دردناك مىآورد . عزت نفس هنديان را رفتار اروپاييان غير دولتى و گاهى دولتى به طور كلى جريحهدار مىكرد . حتى آن هندى كه از شعر شكسپير لذت مىبرد و مؤسسات انگليسى را مىپسنديد از اين توهين به عزت نفس مصون نبود . مثلا هنديان اجازه مسافرت با قطار راهآهن درجه يك را نداشتند ، يا آن كه در ملاء عام مورد خفت و اهانت قرار مىگرفتند . براى هنديان احساس نخوت و تكبر بسيارى از كارمندان رسمى انگليسى به مراتب دردآورتر و آزار دهندهتر از رفتار و كردار خشونتآميز اروپاييان بىتربيت و بىاصل و نسب بود .
در پشت سر اين موارد اختلاف ، مسئلههاى عملى بسيار مهمى نهفته بود .
جماعت بازرگانان هند بهگونهاى روزافزون متوجه مىشدند كه منابع بازرگانى هند فداى منافع بازرگانى انگلستان مىشود . اعتقاد عمومى در بمبئى اين بود كه دولت براى حفظ منافع صاحبان كارخانههاى نساجى لانكاشير انگلستان به صنايع نساجى نوپاى هند صدمه مىزند و اشكالتراشى مىكند . زمينه اين اعتقاد لغو كليه عوارض گمركى از واردات در سال 1879 بود ، اقدامى كه بهگونهاى غير مستقيم به نفع كارخانجات لانكاشير بود . در سال 1895 كه دولت براى كسر بودجه مجبور شد دوباره همين عوارض گمركى را طلب نمايد پنج درصد هم بر توليدات نساجى داخلى هند ماليات بستند . در نظر همگان بهگونهاى علنى تبعيض و جانبدارى شديد نسبت به اجناس وارداتى مىشد . مطالب ديگرى هم مطرح بود ، از جمله مخارج ساختن راهآهن ، فرستادن سرمايهها به انگلستان بدون پرداخت سود و مشكل آفرينى و مانعتراشى در راه توسعه صنايع داخلى و بومى هندوستان . خلاصه آن كه عقيدهء همگان - كه در پارهاى از محافل به احساسات تند و خشمآلود تبديل شده بود - اين بود كه پنجه استعمار انگلستان با هدف فقير كردن روزافزون
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٣٨