مردم بودند كه دست به احداث دبيرستانهاى خصوصى زدند و اعانه جمعآورى كردند و خواستار بنيادگذارى دانشگاههاى نوين شدند . عارضهء ديگر بروز جوش و خروش سياسى ، آن هم در شكلهاى مشخص بود .
نخستين پيشنهاد براى ايجاد دولت هندى توسط مجمع مالكان بنگال در سال 1853 مطرح شد . در سال 1876 انجمن هندوان توسط سورندرنات بانرجى « 1 » پايهگذارى شد . وى از جوانان طبقه متوسط بود . به دلايلى ناموجه براى خدمت در دستگاه ادارى هند پذيرفته نشد . اين تشكيلات انتقادات خود را بر سياستهاى خشونتآميز ليتون نسبت به افغانستان متمركز ساخت . با قوانين مخالف فعاليت روزنامههاى هندى و پايين آوردن سن وروديه براى استخدام دز ادارات هندى مبارزه كرد تا از اين راه استخدام هندوان مقيم انگلستان را كه داوطلب كارمندى در دستگاه دولتى هند بودند مشكل سازد .
اصرار مىورزيد عوارض گمركى وضع شود تا از رقابت شديد كارخانههاى نساجى لانكاشير با منسوجات هند جلوگيرى شود . با آمدن لرد ريپون « 2 » در سال 1880 ، كه عقايد اصلاحطلبانه و آزاديخواهانه داشت ، بر جرئت و اطمينان به نفس طبقهء نوين به شدت افزوده شد . اما تمام تشكيلات آن به ايالت بنگال محدود بود . لازم بود تا واقعهاى رخ دهد كه احساسات طبقهء متوسط را بيشتر و بيشتر در قالب سياسى متبلور نمايد . واقعه را خود لرد ريپون با قانون مشهور به ايلبرت « 3 » فراهم آورد . عوارض سياسى اين قانون به صورت تشكيلات حزب كنگره ملى هند بروز كرد .
هامش
( 1 ) .Surendernat Banerjea( 2 ) .Lord Ripon( 3 ) .Ilbert Bill