بودند . پيروان رام كريشنا در توجه و تمركز بر درون افراد اصرار بيش از اندازه مىكردند . كيش هندويى نمىتوانست با نهضت دينى متشكل و فراگير به مقابله با غرب برخيزد ، اما تحولات جامعه با شتابى كمتر و آهنگى ملايمتر ادامه داشت . حال بايد توجه خود را بر چشم داشتهاى در حال تحول ، طبقه متوسط تازه پيدا شده ، متمركز كنيم . گاهى فردى از آنان به يكى از فرقههاى ياد شده مىپيوست ، اما اكثريت آنان مانند ديگر اكثريتها در ديگر نقاط گيتى ، اصولًا مشغول به زندگى روزمره و مادى خود بود . دين زمينه و چهارچوبى بود كه سعى مىكردند بر آن تكيه معنوى و روحى داشته باشند . دلگرم از گفتههاى پيشوايان خود كه از يك سو وام گرفتن از بيگانگان را مجاز مىدانستند و از سوى ديگر اعتقاد راسخ به اين كه دين آبا و اجدادى جوهر و چكيده خرد و عقل است ، عمدتا مشغول انتخاب و هضم و جذب انديشههاى نوين بودند . در مدت پنجاه سال پس از 1830 نه تنها بر انبوه افراد متعلق به قشر متوسط افروده شد بلكه چشمداشتهاى آنان نيز به گونهاى ظريف و هوشمندانه تغيير يافت . از يك سو دست از كاست و آئينهاى سنتى برنداشتند اما از سوى ديگر انديشههاى غربى و رسوم ظاهرى مغرب زمين را پذيرفتند . چكيده وضع را شايد بتوان اينگونه بيان كرد ؛ در داخل و پشت ديوار خانه مقررات و محدوديتهاى كاست به شدت اجرا مىشد ، اما در كوچه و بازار تمام هنديان با يكديگر برابر و يكسان بودند . در خانه لباس راحت هندى پوشيده مىشد ، اما پشت ميز اداره كت و شلوار و كراوات .
معجونى درست شد بىمنطق و اغلب مضحك و خندهآور ، اما روزگار مىگذشت و اين باور رسوخ داشت كه سرانجام دو نظام با يكديگر كنار آمده و سازگار خواهند شد . آنگاه استدلال مىشد اگر قرار است چنين شود ناچار بايد تضادها و ناسازگارىهايى كه گاهى از اين روش آزمايش و خطا پيش مىآيد تحمل كرد ، و دندان بر جگر گذاشت . تغيير و تحولات در ارزشهاى اجتماعى با فرآيندى انجام مىگرفت كه نه تنها ديدنى و ملموس نبود بلكه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٢٧