تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
قابل اندازه‌گيرى هم نبود . در آغاز به علت تصلب حاكم ، رسوم اجتماعى از تأثير اين تغييرات مصون ماند ، اما چون پاى احساسات شخصى يا انديشه‌هاى سياسى به ميان مىآمد اين‌گونه موانع وجود نداشت . بنابراين انديشه‌هاى نوين سياسى با استقبال روبرو شد . در اندك مدتى به صورت اعتقادات سياسى تمام طبقهء نوپاى متوسط درآمد . اما همين خردگرايى كه از نظر اجتماعى پذيرفتنى مىنمود سبب سستى اعتقاد به خدايان باستانى شد . در اركان اعتقادات مذهبى خلل افتاد . طبقه تازه پيدا شده از اين بابت احساس كمبود مىكرد . آنچه اين كمبود را جبران مىنمود ملىگرايى سياسى بود . احساس نياز شد به وجود مادر ميهنى كه هند نام داشت . پس به ناچار آفريده شد . انديشه آزادى فردى جالب بود اما حرارت جذاب احساس ميهن‌پرستى را نداشت . اين‌گونه بود كه طبقهء متوسط تازه پيدا شده توانست ملىگرايى هندى را جانشين ناحيه‌پرستى بنگالى و مهاراتايى كند . آنچه از ادبيات و طرز تلقى انگليسىهاى فرمانروا درك ، جذب و هضم شد ملىگرايى ، آزادىهاى فردى و استقلال متكى بر قانون اساسى بود . امكان نداشت فردى مدت مديدى با انگليسيان معاشرت كند و يا سروده‌هاى شكسپير ( كه از جملهء مواد درسى دانشگاه‌ها بود ) را بخواند و مبتلا به ملىگرايى و ميهن‌پرستى نشود . براى چنين گرايشى طبقه متوسط نوپا استعداد خاص و زمينه بسيار مساعد داشت زيرا به گونه‌اى روزافزون نسبت به اعتقادات سنتى هندى مشكوك‌تر مىشد . آهنگ اشتياق به آزادىهاى فردى را خود رام موهان روى به نوازش درآورد . در سال 1830 ضيافتى عمومى به مناسبت انقلاب كبير فرانسه برپا كرد و از همه خواستار آزادىهاى فردى شد . لازمه اين‌گونه نظريات برابرى يك‌يك افراد جامعه و احترام متقابل بود . در اين جا بود كه اختلاف و تضاد ميان فرمانروايان نوين و هندوان بروز كرد . در گذشته تكبر و نخوت شاهان مغول و غرور خود بزرگ‌بينى برهمن‌ها به عنوان يكى از وجوه طبيعى نظم هستى پذيرفته شده بود . بر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 228 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده