دلبسته داشت . اما به هر حال الگو و سرمشقى شد كه در نهضتى كه بعد ايجاد شد تأثير ژرف گذاشت .
زمينه نهضت ملى نوين هند چنين بافتى را داشت . خود هند به تنهايى نمىتوانست از ملىگرايى غير دينى بارور شود ، لازم بود انگيزهاى از بيرون پيدا كند . اما چه نوع انگيزهاى ؟ ظاهر هند پيلهاى ساخته و پرداخته از تاروپود « اجتماع - دين » بر دور خود تنيده بود تا بتواند مشقت و درد و ننگ تسلط و غلبه بيگانگان و يورش ديگر انواع دينهاى رقيب را تحمل نمايد . به هنگام يورش آرام و تدريجى انگليسيان هنديان نخست بر اين پنداشت بودند كه اگر بتوانند روشهاى نوين جنگى و نيروهاى مسلح اروپايى را اقتباس نمايند ، تا شايد مشكل را بگشايند . اما چون حتى با اين تمهيد نتوانستند از تسلط انگليس جلوگيرى كنند ، همانگونه كه اطاعت از مغولها را پذيرفته بودند ، طوق بندگى انگليسيان را نيز گردن نهادند . آنگاه كه بازرگانان طمعكار انگليسى به استثمار و بهرهكشى از مردم بنگال پرداختند ، بازاريان هندى خود را با چسباندن به آنان ، با اوضاع نوين تطبيق دادند . پرسش اصلى اين است كه چه شد هنديان با همان چشمى كه به اسلام و فرهنگ آن نگريسته بودند - يعنى بى آنكه جذب آن شود همزيستى با آن را قبول كرده بودند - به تمدن و فرهنگ غرب نگاه نكردند ؟ چه شد كه پيله محافظ هند در اثر تصادم با غرب از هم وارفت و يا ، دستكم ، شكاف برداشت ؟ پاسخ اين است كه نفوذ غرب در قالب مبارزجويى با يك نظام دينى بسته گام به ميدان نگذاشت . بلكه در شكل و سيماى انديشههاى همگانى و فراگير ، آن هم در چهارچوبى غير دينى - كه پذيرش آن اجبارى نبود بلكه ممكن بود تا حدى در آن دخل و تصرف نيز كرد - خود را عرضه داشت كه از پذيرش آن معناى خيانت و روگردانى آشكار از سنتهاى اجتماعى و دينى استشمام نمىشد . يورش اوليه تمدن غرب در سدهء شانزدهم به دست پرتقالىها متعصب در دين مسيحيت كاتوليك آن تمدن را در چهرهء تجددخواهى ، اما كاتوليكى ضد اصلاحاتى ، نشان داد . آنچه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١٨