نظام كاست از يكسو موجب دروننگرى مىشود و از سوى ديگر تفرقهانگيز است . وجود انواع فرقهها نيز وسيلهء رقابت و مبارزه است . طبيعى بود اين ويژهگىها به صورت آميزهاى از انواع نهضتهاى مذهبى ، كاستهاى اجتماعى و سلطاننشينهاى گوناگون بروز كند تا اقدام مشترك عليه بيگانگان دشوار و ناممكن شود . به هنگام ظهور و پيدا شدن انگليسىها حضور مسلمانان در هند بر مشكلات موجود افزوده بود . اسلام به عنوان يك نظام اجتماعى - دينى با كيش هندو مغاير و مخالف است . هر چند گذشت زمان و سازش از شدت اين دشمنى كاسته بود اما دلآزردگىها و عداوت ديرينه بهجا مانده بود .
اما بيزارى از بيگانگان و غرور به سنتها بنيادى قوى و توانمند براى پايهگذارى نهضتى نوين نيست . فرجام چنين احساسات و خواستها بلبشو و شورش است . اين دو عامل مىتوانند در برپايى نهضت مؤثر واقع شوند اما براى ريشه دواندن و ثمردادن نهضت كفايت نمىكنند . عامل ديگرى در هند وجود داشت كه اين نقش را بر عهده گرفت و خلاء را پر كرد . مىتوان آن را عشيرهگرايى يا حتى ناحيهگرايى خواند و با مهارتهاى غرب هندوستان مربوط مىشود . در ميان انبوه اقوام و مردم گوناگون هندوستان ، تنها مهاراتها بودند كه ، در زمانهاى اخير توانستند صاحب چنان روحيهء اجتماعى شوند كه توانست سدهاى افقى كاست را ناديده گرفته و از آن گذر كند . برهمنها ، سربازان ، روستاييان و بخشهاى خارج از كاست نسبت به سرزمين مهاراتا ، احساس علاقهء مشترك پيدا كرده بودند . جنگ با مغولها را جنگ براى استقلال و مبارزه در راه حفظ دين خود مىدانستند . سرداران آنان پس از آن كه در ميدان نبرد شكست خوردند براى اولين بار در هند ، سوار بر اسب ، به كوهها رفتند و دست به جنگ چريكى زدند . اما اين رويداد نمىتوانست سرآغاز نهضت ملى سرتاسرى هند شود ، زيرا از يك سو گرفتار احساسات ضد اسلامى بود و از سوى ديگر به گونهاى انحصارى به مهاراتا
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١٧