13 نهضت ملى : فرهنگى و سياسى
در پس پوشش ظاهرى صيقلى خورده حكومت انگلستان جان و روح هندوستان به جوش و خروش درآمده بود . هند انديشههاى غربى و طرز زندگى غرب را نه پذيرفته بود و نه رد كرده بود . اما در سرتاسر شبه قاره با جديت و دقت دربارهء اين نوع انديشه و طرز زندگى ، كنجكاوى و پرسش مىشد . براى نخستين بار در طول سدههاى فراوان - از زمان نخستين تماس به مقياس بزرگ با اسلام - هند به طور جدى به فلسفه ديگرى توجه كرد . هند ، فروپاشى شاهنشاهى مغولان و مبارزه با افغانها و زدوخوردهاى مربوط به ايالت اوده را با بىاعتنايى نگريسته بود . سيادت و آقايى بازرگانى انگليسى از نظر هندوان يكى ديگر از شگفتىهاى روزگار بود . مهارتهاى جنگى آنان را نيز نوعى تخصص تازه مىپنداشتند . اما انديشههاى غربى و شيوع اين انديشهها ، با واسطهگرى روشهاى آموزش و پرورش غربى و مأموران دولتى بيگانه و روشهاى ادارى آنان ، مطلب ديگرى بود . با مسيحيت به عنوان يك نظام آشنا بودند و آن را نه پسنديده بودند و نه آن را بااهميت تشخيص داده بودند . از عقيده دينى استوار هراس نداشتند ، اما از انديشه نافذ و جامعى كه براى اصل و زيربناى فلسفه هندى جذاب و جالب بود وحشت كردند . از دغدغهء اين هجوم فرهنگى ، كه نمىشد از تأثير آن در امان ماند ،