هند فاصله زياد دارند و عشاير را بايد محدود كرد و نه اين كه تحت تسلط مستقيم آورد . اين سياست تا سالهاى 1870 ادامه يافت . اما پيشرفت يكنواخت و پيوسته روسها ، در آسياى مركزى ، بار ديگر موجب هراس و وحشت شد . هم زمانى اين حركات روسها در آسياى مركزى با بحران بالكان در سالهاى 78 - 1875 ديسرائيلى و ساليسبورى را به اين صرافت انداخت كه براى حفظ امنيت ، از افغانها به عنوان سنگرى در برابر روسها استفاده شود .
نماينده آنان لرد ليتون بود كه رؤياى فتح تركستان را در سر مىپروراند و جنگ دوم با افغانها را ( 80 - 1878 ) آغاز كرد . بار ديگر آشكار شد كه شكست دادن افغانها در ميدان نبرد بسيار آسانتر است تا به اطاعت واداشتن آنان . و آنگاه كه پاى آزمون واقعى پيش بيايد روسيه در پشتيبانى از متحدين دور دست خود چندان پافشارى نخواهد كرد . امير عبد الرحمن خان با تدبير اوضاع را به حال اول برگرداند كه به جز دورهء كوتاهى ، تا آخر دورهء سيادت انگليسيان در هند ، به همان وضع باقى ماند .
برمه عليا را دوفرين در سال 1886 تصرّف كرد تا برابر حركات فرانسويان عكسالعمل نشان داده باشد . در سال 1904 نيز لرد كرزن سفارت باشكوهى را براى مقابله با تهديد خيالى روسها به لهاسا پايتخت تبّت ، فرستاد . اين هر دو اقدام كارهايى نامعقول و از روى بىخردى بود . حقيقت آن كه در اين دوره هندوستان ، از نظر تهديد خارجى ، يكى از امنترين دورههاى تاريخ خود را مىگذراند . ايران و چين ضعيفتر از آن بودند كه بتوانند براى هند خطر داشته باشند . روسيه بسيار دور بود و گرفتارىهاى خود را داشت . ناوگان انگلستان ، فرانسويان را ، از صحنه خارج ساخته بود . در جنوب آسيا هلندىها ، كه از سوى اروپاييان و انگليسىها تقويت مىشدند ، در عمل نمايندهء انگليسيان بودند . تا سال 1900 آسمان سياست خارجى هند صاف و بىابر بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١٤