انگليسى در هند اين بوده كه نتوانستهايم هنديان را از نعمتها و بركتهاى آزادى برخوردار سازيم » . پس از پيروزى در انتخابات سال 1880 لرد ريپون را به هندوستان فرستاد تا اين طرز تفكر و انديشه ترقىخواهانه را در هند معرفى و پياده نمايد . در ظرف چهار سال لرد ريپون سيستم شوراهاى شهر و روستاها را پياده كرد . آموزش و پرورش عمومى را تا آنجا پيش برد كه مقاومت يكپارچه اروپاييان غير دولتى و دولتى را برانگيخت . مخصوصا پيشنهادات مبنى بر اين كه قضات هندى بتوانند اروپاييان را محاكمه و مجازات كنند موجب برآشفتگى شديد شد . طوفان در مقابل اين مقاومت مجبور به عقبنشينى و سازش شد . اما آنگاه كه از كار بر كنار شد چنان مورد بدرقه هنديان قرار گرفت ، كه مانند آن بدرقه نه پيش از آن و نه بعد از آن ديده نشد . اگر او شخصيتى تواناتر و مقاومتر مىداشت ، و يا اگر اوضاع سياسى در انگلستان به نوع ديگر تغيير يافته بود ، سنگ زيربناى روابط آينده هندوها و انگليسيان مىتوانست به جاى دشمنى و مقاومت همكارى و معاضدت باشد ، آنگاه اوراق سالهاى آينده به گونهاى ديگر رقم زده مىشد .
آنچه باقى مانده است ، روابط خارجى هند ، در دورهء نيم قرن بعد از شورش است . از سال 1830 امكان مورد تهديد قرار گرفتن هند ، از سوى روسيه ، مطرح شد . هراس از اين تهديد و ملاحظات مربوط به سياست اروپايى انگلستان بود كه سبب شد آتش جنگ اول افغانستان در سال 1839 ، روشن شود . اين ماجرا و فاجعه 1841 از يك سو نمايانگر قدرت دفاع افغانها در برابر مداخله بيگانه بود و از طرف ديگر دليلى آشكار بر ضعف روسها در اين سرزمين دوردست . تصرّف پنجاب در سال 1849 سبب شد تا مشكل حل نشدنى عشاير ناآرام و سركش كوهستانهاى سرحدى بر مسائل دولتمردان هندوستان افزوده شود . دو عامل اولى و اين پيچيدگى آخرى باعث تدوين سياستى شد كه آن را « عدم فعاليت استادانه » نام دادند . به اين نتيجه رسيده بودند كه افغانها بهترين مدافع استقلال خود هستند . روسها با
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١٣