اريستو كراسى به اصلاحات ارضى » ناميده شد . تداوم بنيچهبندى دائمى بنگال ، كه به سود زمينداران و مالكان بود مورد توجه جدى قرار گرفت .
سواى اين ، امنيت مالكيتهاى بزرگ ، تضمين شد . از خود مالكان با تمهيداتى همانند منصوب كردن آنان به سمت « امين صلح افتخارى » دلجويى شد . به آنان به چشم عوامل مهم پشتيبان دولت نگريسته شد . از تمايل به دخالت در اختلافات ميان مالكان و روستاييان جلوگيرى شد . مسئولان كوشيدند به آنان چون مالكان مشرق زمينى ساكن در سرزمينى انگليسى بنگرند ، كه چنين نگاهى درست نبود و غير واقعى بودن اين تغيير موضع در همين نكته نهفته بود .
مخالفت آشكار « اتحاديه مالكان ايالات » با هر گونه اصلاحات ارضى در سال 1920 نشان داد حتى پس از شصت سال ارشاد و پرورش خصوصيات اخلاقى مالكان ، حتى در مقام مقايسه با شاهزادگان سنتى ، منجمدتر مانده است . حتى سعى شد بنيچهبندى پنجاب را به سود مالكان اراضى تغيير دهند اما در اين مقطع ( 1864 ) جان لارنس ، كه يك عمر از تنگدستان و قشر محروم جامعه هندى حمايت كرده بود ، با عنوان نايب السلطنه به هند بازگشت . يكى از مهمترين رويدادهاى ضمنى دورهء نايب السلطنتى او رويارويى و مبارزه او با عكس العمل اريستو كراتهاى با نفوذ بنگال ، كه حال نفوذ خود را رو به شمال توسعه مىدادند ، بود . نتيجه اين شد كه جلوى پيشرفت اينان گرفته شد و به سازشى انگليسىوار منجر شد . مالكيت بزرگ اراضى در شرق به رسميت شناخته شد و مالكيت كوچك اراضى در شمال همراه با تضمين حقوق اجارهكاران رسميت يافت .
سومين تغيير سياست در زمينه غربگرايى رخ داد . پايههاى اعتقاد بن تينك و ديگر تندروان ؛ كه سرانجام حق با خرد و عقل خواهد بود و اين باور دلهوزى ؛ كه تمام آنچه مطلوب و پسنديده است از غرب مىآيد ، به سختى مورد ترديد قرار گرفته بود . از يك ديدگاه شورش را رستاخيز نظام كهن بر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٠٥