رونق بازرگانى شد و توسعهء صنعت امروزى را ممكن ساخت . كار عمرانى عمده ديگر توسعه شبكه آبرسانى بود . اين فرآيند از سال 1820 با مرمت آبراهههاى مغولان در شمال و بازسازى استخرهاى كهن يا درياچههاى آبيارى در جنوب آغاز شد . دلهوزى پشت كار آن را گرفت و در پنجاب و سند به اوج خود رسيد . در سال 1947 يك پنجم اراضى كشاورزى قابل آبيارى بود و نسبت به بوالهوسىهاى بارانهاى موسمى آسيبناپذير شد . سد سوككور واقع در سند - كه حال يكى از سنگهاى زيربناى كشاورزى پاكستان است - يكى از آخرين طرحهاى عمرانى بزرگى بود كه انگليسيان در هند اجرا كردند .
احداث راهآبهها بخشى از مبارزه عليه قحطى مزمن در هند بود كه سرانجام در سالهاى 1880 با تصويب قانون ضد قحطى به ثمر رسيد . طرحهاى احداث نيروگاههاى آبى ، لايروبى بنادر و ساختن پلهاى عظيم بعدها به انجام رسيد . تمام اين اقدامات عمرانى را مىتوان تشبيه كرد به وارد كردن جسم يا بدن مغرب زمين بدون روح و معنويت آن .
اين سياست نوين نتايج ضمنى فراوان داشت . از جمله اين كه هند براى مدتهاى مديد پسگرا و خودمحور باشد . معنايش اين بود كه مىشد انتظار داشت سيادت و آقايى انگليس بر هند تا بىنهايت ادامه يابد . خودمختارى ، كه دلهوزى دلباخته غربى شدن گامهاى موقتى و اوليه به سوى آن را برداشته بود ، تا آينده دوردست به تأخير مىافتاد . مفهوم « قيموميت صغير به حكم دادگاه » جاى « غربى شدن عمدى با هدف نهايى خودمختارى » را گرفت . اين نظر را لردگرزن ، در پايان سدهء نوزدهم ، با صراحت و بلاغت تمام ابراز داشت .
با آن كه اين سياست در انگليس مورد انتقادهايى قرار گرفت اما اعتقادنامه دولتمردان مأمور هندوستان و قاعده كلى زيربناى اعمال حكومت انگليسيان در هند شد . اين فرض ، كه جامعه هند سرشتى تغيير ناپذير داشته و ضامن امنيت در آن جا رضايت خاطر و جلب نظر قشرهاى بالاى جامعه هند است ، عوارض و نتيجههاى بسيار مهم به بار آورد . منجر به دست كم گرفتن ، و در
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٠٨