تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
در عرض هشت سال ، هشت دولت مستقل هندى را بلعيد . از جمله دو دولت متعلق به ماراتاها و سرزمين بزرگ مسلمان‌نشين اوده را . دو سرزمين به ظاهر مستقل را برانداخت و به شاهنشاه رسمى مغولى ساكن دهلى اعلام داشت كه با مرگ او عنوان‌هاى اسمى او از ميان خواهد رفت . ترديدى نيست كه اين اقدامات اسباب نگرانى و دلهرهء قشر حاكمهء هندوستان شد . تصرف اوده به بهانهء سوء اداره ، گر چه از ديگر اين‌گونه اقدامات محقق‌تر بود ، امّا چون علنا عهدشكنى بود از همه زيان‌آورتر مىنمود . پس چون در سال 1856 مدّت مأموريت دلهوزى در هندوستان پايان يافت ، آرامش ظاهرى حكمفرما بر شبه قاره پوستهء نازكى بود كه انبوهى از مواد منفجره را پنهان مىداشت ، تا جرقه‌اى باعث وقوع انفجار شود . جرقه را مديران ارتش فراهم آوردند ، و خود ارتش وسيلهء انتقال آن شد . ارتش هند شامل تعداد زيادى عناصر برهمنى بودند كه دربارهء نگرانىهاى يادآورى شده در بالا حساسيت فوق‌العاده داشتند . بيست سال بود كه بار عمدهء جنگ‌ها را بردوش برده و تحمّل كرده بودند . بر اين باور بودند كه وجودشان براى انگليسيان بىاندازه گرانبها و لازم است . به علل دينى از اين كه هر روز بيش از روز پيش در نواحى دور تر ، مخصوصا در آن سوى درياها ، به كار گرفته مىشد ناراحت و آزرده خاطر بودند . آنگاه موضوع روغن فشنگ‌ها كه از پيه گاو و خوك مىگرفتند و براى مسلمانان و هندوان نجس و ناپاك بود ، پيش آمد . واقعا اشتباه رخ داده بود . فشنگ‌ها را پس گرفتند ، و معذرت خواهى شد ، امّا اين باور كه توطئه‌اى عليه فرهنگ باستانى در حال اجرا است مانند آتش لكام‌گسيخته به همه جا سرايت كرد . شورش آغاز و فراگير شد . شورش با قيامى در دهم ماه مه 1857 در مىروت « 1 » و تصرف شهر دهلى در روز بعد آغاز شد و عملا با سقوط گواليور در 20 ژوئن 1858 پايان يافت . به
هامش
( 1 ) .Meerut