تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
همراه آن نوآورىهاى بسيار بدعت‌گذارى شد . آنچه نو و تازه بود با رضايت دولت ، كه از ديدگاه هنديان معنايش پشتيبانى دولت بود ، انجام مىشد . اين‌گونه بود كه ديگر مفهوم دولت با مظهر قدرتى كه بىطرف است تداعى نمىشد . بلكه با مظهر نوآورى و بدعت تداعى مىشد . با گسترش اين ديدگاه چگونگى برخورد طبقات سنّتى نيز تغيير يافت ، زيرا هنديان از جمله محافظه‌كارترين مردم جهان‌اند . هر چند دولت به مبلّغان مسيحى كمك نمىكرد و فقط تحملشان مىكرد امّا مسئول اعمال و رفتار آنها دانسته مىشد . هنديان سنّتگرا ، نوآورىهاى مانند تلگراف را شيطانى مىدانستند و بنابراين به نحوى از انحاء مراد از آن نوآورىها ، اخلال در نظم اجتماعى بود . آموزش و پرورش غربى بذر شك و ترديد را در ذهن جوانان نسبت به سنّت‌هاى هندى مىكاشت ، شك و ترديدى كه خطر آن را داشت تا دل بنارس گسترش يابد . بر اين نارضايىهاى ايدئولوژيكى نگرانىها و دلهره‌هاى واقعىتر و ملموس‌تر نيز اضافه مىشد . ناآرامىهاى ناشى از اصلاحات اراضى در شمال هند كه دست تعداد بسيارى از صاحبان املاك را ، كه سندى قابل قبول براى مالكيت اراضى تصرف شده نداشتند ، كوتاه كرد . اين كار با مصادرهء املاكى انجام شد كه از پرداخت اجاره معاف بودند زيرا در گذشته به نيّت انجام مراسم مذهبى و كسب ثواب وقف شده بودند . جانشينان اين وقف كنندگان نه اهل علم و سواد بودند و نه اهل مذهب و دين . امّا اين امر مانع از آن نبود كه اين‌گونه اصلاحات اراضى را عامه چون ضرباتى بر سنّت‌هاى موجود نپندارند . با وضعى مبهم و همگانى اين تصور پيدا شد كه دين - كه عامل بسيار نيرومندى در زندگى مردم هند است - به خطر افتاده است . نارضايى كسانى كه از آنها سلب مالكيت شده بود و ترسى كه محافظه‌كاران و سنّتگرايان داشتند به مراتب تواناتر و مؤثرتر از رضايت و خشنودى اقليت كوچكى بود كه از نوآورىهايى آورده شده از مغرب زمين ، بهره‌مند شده بودند . در سال 1850 جامعهء هندى پا به دوران تنش گذاشت . اگر قرار بود دنياى