تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
بود . رانجيت سينگه هندوان و مسلمانان را بدون تفاوت‌گذارى استخدام مىكرد ، امّا همه زيردست گروه حاكمه بودند . خود را موقتا با اوضاع وفق داده بودند تا باز دوباره چرخ اقبال به گردش درآيد . از اينها گذشته رانجيت سينگه جانشين باكفايت و لايقى نداشت . در پنجاب ملت سيك به وجود آمده بود ، كه با رهبرى رانجيت سينگه بر آن تسلط يافته بود . امّا ملّتى پنجابى متولد نشده بود ، و در واقع وحدت پنجاب از هميشه ناممكن‌تر شده بود . با مرگ رانجيت در سال 1839 اين واقعيت‌ها برملا شد . در ظرف شش سال بعد سه سلطان و انبوهى از رؤساى عمده با خشونت كشته شدند . ارتش ، حكمران هوسباز امور سياسى شد . در اواخر سال 1845 نايب السلطنه و صدر اعظم به هدف بيرون آمدن از بن‌بست و انحراف افكار به جنگ با هند انگلستان رفتند . نخستين جنگ با سيك‌ها با سنگدلى فوق العاده ، امّا در مدّتى كوتاه ، انجام شد . منجر به ايجاد حكومتى موقتى به سرپرستى سرهنرى لارنس شد ، امّا اين تجربه ديرى نپاييد و دولت پس از عزيمت لارنس دوام نيافت . در كمتر از يك هفته شورشى آغاز شد كه تمام رؤساى سيك‌ها در آن درگير شدند . رؤسايى كه به حق مىپنداشتند جنگ اول را به علّت خيانت سرداران خود باخته‌اند . جنگ دوم سيك‌ها 49 - 1848 با خونريزى بيشترى توأم بود امّا همانند اولى كوتاه بود . بعد از آن پنجاب ضميمهء مستملكات انگلستان در هند شد ، زيرا دلهوزى بر اين عقيده بود كه پنجاب آن چنان به مرز هندوستان نزديك است كه ديگر نمىشد براى امنيت آن جا الويّت قائل نشد . فقط كشمير از آن جا جدا شد ( كه بعدها نتايج وخيم به بار آورد ) در مقابل مبلغ معتنابهى به راجه جامو كه در لحظه احساس به نفع انگلستان تغيير موضع داده بود تحويل شد . سيك‌هاى شكست خورده مانند ماراتاها در دورهء مغولان و بعدها برمه‌اىها در برمه عليا به جنگ‌هاى چريكى نپرداختند . سيك‌ها در كشور