خود در اقليت بودند . هنوز به جايى نرسيده بودند كه تحت تسلط خارجى بودن ، برايشان غير قابل تحمّل باشد . واقعيت اين بود كه انگليسيان را بر مسلمانان ترجيح مىدادند . انگليسيان توسط هنرى و جان لورنس با هدايت خود دلهوزى تشكيلاتى از نو بنياد نهادند . اينان طرز حكومتى را كه سيستم پنجاب نام گرفت ايجاد كردند كه توسط گروهى از كارمندان دلسوز متعلق به مكتب پنجاب اداره مىشد . اراضى به نفع كسانى كه روى آن كشتوكار مىكردند و نه بزرگان و رؤسا - كه راهزنان موروثى بودند - تقسيم شد . محاكم و دادگسترى به نحوى سريع ولى مؤثر اقدام مىكردند . ادارات دولتى پرتحمّل و پركار بودند . هر كس در سرپرستى كه داشت از اختيارات كافى برخوردار بود . مأموران دولت روزها زير آفتاب سوزان ، سوار بر اسب ، دنبال انجام مأموريت بودند ، و شبها با روشنايى شمع گزارش مىنوشتند . كتاب مقدس اين گروه عدالت و رفاه مادى بود . همه جا راه ، مدرسه و ادارات دادگسترى بنا مىشد . مهندسان با همان چشم به پلى تازه نگاه مىكردند كه مادرى به كودك نوزادش . بار ديگر اقليتى مسلط پنجاب را اداره مىكرد ، امّا اينان با فناورى و منابع غربى مسلح بودند . نتيجهء فورى پنجابى بود كه لااقل ناراضى نبود ، و بعدها پنجاب از رفاه بهرهمند شد . سرانجام با انجام طرحهاى بزرگ آبيارى پنجاب ثروتمند شد ، امّا پنجاب متّحد نبود . ظاهر كار برق مىزد و تلالو داشت ، امّا تلالويى سواى دورهء رانجيت . ولى ساختار تشكيلات ، همانند زمان او ، آسيبپذير بود . يكپارچگى از بالا تحميل شده بود . رفاه فقط در زمينهء ماديات بود ، امّا در زير خاكستر آتش احساسات جدايى طلبانه و فرقهگرايى روشن بود . نخستين كاميابى مكتب پنجاب به هنگام شورش سال 1857 به صورت وفادارى اين سرزمين آشكار شد . امّا زيربناى اين آرامش و عدم مخالفت ، تفرقه و جدايى بود . اوج كاميابىهاى مكتب پنجاب آبادىهايى بود كه در كنار راهآبههاى نوساز به پا شده بود . نقطهء حضيض آن قتل عامهاى امريتسر بود كه آشكارا حكايت از آن داشت كه فرمانروا و
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٨٧