نخستين پاسخ ، سرشتى محافظه كارانه داشت . پروپاقرصترين طرفداران اين سياست وارن هستينگز و اچ . اچ ويلسن « 1 » شرقشناس بودند . مىگفتند وضع موجود ، به هر قيمت كه شده بايد حفظ شود . كمپانى بايد به همان شيوهء مغولى و سنتى هند حكومت كند . وظيفهء اصلى و عمدهء حكومت اين است كه چهارچوب امنيتى را فراهم آورد تا آن كه جامعهء سنتى ، با همان آداب و رسوم گذشته ، ادامهء حيات دهد . صلح و آرامش موجب رونق بازرگانى خواهد شد و رونق بازرگانى تأمين كنندهء منافع انگلستان است . روح و جوهرهء انديشهء مردم در بنيادهاى مذهبى - اجتماعى آنان نهفته است . هرگونه دخالت در آن به زيان انگلستان تمام خواهد شد . انگليسيان بايد به پشتيبانى از هنر و ادبيات و حتّى مذاهب بومى ادامه دهند و از هر نوع دخالتى در زمينهء تغيير آداب و رسوم زندگى مردم خوددارى نمايند . لازمهء اين سياست نه تنها مخالفت با هرگونه فعاليت مبشرين دين مسيحيت بود ، بلكه توصيه مىشد از هرگونه ابراز مخالفت نسبت به رسوم بچه كشى و زن سوزى هنديان پرهيز شود . اين ديدگاه كه از سوى كارمندان سالمند و سابقهدار كمپانى تشويق مىشد در ميان محافظهكاران دست راستى و سنتگراى انگليسيان طرفدار فراوان داشت . امّا با اين سياست از سوى دو گروه ، كه آراء و نظرشان جامعهء آن روز انگلستان را به جوش و خروش آورده بود ، مخالفت مىشد . نخستين گروه انگليكنهاى مذهبى بودند ، اينان از بسيارى جهات به اندازهء محافظهكاران از جنبش روشنفكرى فرانسه بيم و هراس و تنفّر داشتند . امّا انگيزههاى آنان با محافظهكاران تفاوتهاى بنيادين داشت . براى محافظهكاران بىاعتنا به دين ، خطر انقلاب فرانسه ، در تهديدى بود كه نسبت به مالكيت خصوصى داشت .
امّا انگليكنهاى مسيحى از آن رو از انقلاب فرانسه بيزار بودند كه بىمذهب بود و به وجود خدا اعتقاد نداشت . نگاه اينان به هند با نگاه معمولى
هامش
( 1 ) .H . H Wilson