تأمين كنند و نه آنها را خردمندانه هدايت نمايند . معمارى چه از نظر ابعاد و چه از نظر سرزندگى و ابداع و اجرا ناتوان شد . حتّى در آن جا كه منابع مالى كم نبود ، مانند لكنو ، ذوق و سليقه وجود نداشت . بنابراين آثار معمارى متعلق به اين دوره ، كه در آن شهر ديده مىشود ، مخلوطى از انواع سبكهاست كه بيشتر جنبهء تقليد دارد تا ابتكار . نقّاشى جديد سبك مغولان و يا راجپوتها ، به علّت نبودن پشتيبانى و الهام ، بىحال و بىرمق شد . تنها در صنايع دستى ، هر جا كه خريدارى داشت ، مهارتها حفظ شد .
همين بلا بر سر انديشمندان و روشنفكران جامعه نيز آمد . در مدرسههاى هندو و مسلمان هنوز سانسكريت و عربى درس داده مىشد . فقيرانى كه هر يك مريدان خويش را داشتند ، هنوز با تأمل و تفكّر ، در جستجوى حقيقت بودند . امّا اثرى از انديشهء نو و يا كاميابى خلّاقه ديده نمىشد . مايهء اصلى و تمايل كلى انزوا و عزلت بود . فرقههاى گوناگون عجيب و غريب پيدا شدند كه مردم را به كنار كشيدن و درگير نشدن تشويق و ترغيب مىكردند . در هند پايان سدهء هيجدهم تنها دو كاميابى خلّاقانه به دست آمد . يكى پيدايش زبان اردو بود كه دختر طناز و جذابزاده شده از دو زبان فارسى و هندى بود ، كه به مقام يكى از زبانهاى مهم شبه قارهء هند رسيد . ديگرى آثار شاه ولى اللّه و مدرسهء الاهيات دهلى بود كه نخستين ريشههاى نهضت پاكستان را مىتوان در آن پى گرفت . اين دو پديده ، بهترين نمونهء بيانگر احوال آن روزگار هند بود . يكى عامل اتّحاد و ديگرى موجب تفرقه بود .
انگليسيانى كه به نقشهء هند مىنگريستند از يك سو از كاميابى خود سرمست بودند ، از سوى ديگر دل خوش به آنچه اسباب سرمستى آنان مىشد ، يعنى ابعاد گستردهء پيروزى خود بودند . تصور مىكردند آنچه به دست آوردهاند از جهانگشايى روم باستان دست كم نداشت . آنچه باعث نگرانى خاطر آنان مىشد انديشهء مسئوليتهايى بود كه بر عهده گرفته بودند و مسائل توسعه سرزمين هند بود . در آن لحظه ، به رغم پيروزى ، آنان كه دورانديش
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٦٣