با پيروزى اصلاحطلبان در انتخابات سال 1830 تندروان و انگليكنها توانستند نظرات خود را پيش ببرند . اين رويداد سرنوشتساز بود . نه تنها سرشت تحول هندوستان را معين ساخت و نه تنها سرانجام در شكلگيرى دولت نوين هندوستان در سال 1947 نيز مؤثر واقع شد ، بلكه در سدهء بيستم ، الگويى شد براى روابط آينده ميان اروپا و آسيا . الگويى كه اگر پيدا نمىشد روابط نسبتا دوستانه مىتوانست به دشمنى و كينهاى تبديل شود ، كه براى هر دو طرف زيانهاى بيش از اندازه به بار مىآورد . در همان اثنايى كه هلند دل به استثمار اقتصادى اندونزى خوش كرده بود و فرانسه با فشار و زور خواست تمدن غربى را بر جنوب شرقى آسيا از راهى تحميل كند كه هيچگاه پذيرفته نشد ، انگلستان ترجيح داد ، بدون اعمال فشار ، تمدن غرب را به شرق معرفى نمايد تا پذيرفته شود . دربارهء اشتباهات و نابخردىهايى كه اين سياست را همراهى مىكرد هر چه مىخواهد گفته شود . حقيقت واقع اين است كه انتخاب اين شيوه سرنوشتساز بود . نه تنها بر آينده روابط هند و انگلستان اثر گذاشت بلكه در تمام آسيا و شايد دنيا مؤثر واقع شد .
لرد ويليام بن تينك « 1 » كه در سالهاى 35 - 1828 فرماندار كل هندوستان بود ناخدائى بود كه بادبانهاى كشتى دولت انگليسى هند را براى بهرهگيرى از نسيم موافق تغييرات تنظيم كرد . ميزان اصلاح جهت اين باد موافق را با واقعيات مىتوان اندازهگيرى كرد : در سال 1793 هنگام جرّ و بحث دربارهء تجديد امتيازنامهء كمپانى ، به مدت 20 سال ، به رغم كوششهاى ويلبر فورس پارلمان به اجازهء فعاليت مبشرين مسيحى در هند رأى موافق نداد . دولت اقدام به اين قبيل امور را صلاح نمىدانست ، گفتند دولت مؤسسهء خيريه نيست . اقدامات لرد ولسلى دربارهء منع سوتى كردن و سوزاندن زنان بيوه در پايان سدهء هيجدهم ، هيچگونه فايدهاى نبخشيد . تصميمگيرى در اين باره
هامش
( 1 ) .Lord William Betinck