و تفرج قدم به باغ و صحرا گذارد . يكى از جوانب حيرتانگيز اين بيمارى تقدس دينى آن بود . اغلب اين دستههاى راهزنان ، كه به تاگها « 1 » معروف بودند ، راهزنى را همراه با مراسم قربانى آدميزادگان به درگاه ايزد بانو كالى [ مظهر زن و شهوت ] انجام مىدادند . مدّتهاى مديد بود كه اين فرقهء كوچك و ناچيز دوام آورده بود . امّا با از ميان رفتن نظم و قانون و شيوع هرجومرج چنان رشد كرده و گسترش يافته بود كه موجب وحشت همگانى در مركز و شمال هندوستان شد . انجام مراسم سوتى يا سوزاندن زنان بيوه روى آتشى كه جسد شوهرشان با آن سوخته مىشد از مراسم مذهبى بود كه سابقهء ديرينه داشت و گاهى در ميان هندوان انجام مىشد . امّا انجام اين مراسم وحشتناك ناگهان در بنگال ، آن هم در ميان طبقات ممتاز جامعه ، به شدّت فزونى يافته بود .
اعمال خشونتآميز ناشى از تعصب مذهبى چندين دهبرابر شده بود . آنچه واقعا سبب شگفتى و حيرت همگانى شده بود ، ظهور درويشان مسلح و مرتاضهاى رزمنده بود ، آن هم در سرزمينى كه احتراز از اعمال خشونت جزء اركان فرهنگى تمدن آن بود و به خصوص با اعتقادات مذهبى هندوها رابطهء تنگاتنگ داشت . اين متعصبين مذهبى ، كه اغلب به صورت دستههاى راهزنان متشكل شده بودند و اسامى گوناگون داشتند از قبيل ناگاها ، بابراگىها ، سانياسىها و كاوساينها ، گاهى جنگجوى مزدور مىشدند و پيشوايان آنان سردار يا امير به شمار مىآمدند . آنها عالىترين نمونه سيكها بودند . نخست گروهى مذهبى و آرام و ساكت بودند ولى تبديل به نيروى جنگندهء باكفايتى شدند ، كه سرانجام توانستند دولت و يا حتّى ملّت تشكيل دهند .
در اثناى اين بلبشوى سياسى و اقتصادى هند دچار ابتذال شد . كسانى كه از هنرها و هنرمندان پشتيبانى مىكردند چنان سرگرم خريد جنگافزار و اجير كردن سربازان بودند كه نه مىتوانستند حداقل معيشت هنرمندان را
هامش
( 1 ) .Thugs