بودند هندوستان را چون كوه آتشفشانى مىديدند كه موقتا خاموش و آرام است . هر لحظه ممكن بود دوباره شروع به فوران و آتشفشانى كند . مذهب را آتش پنهان زير خاكستر مىدانستند ، كه هر لحظه ممكن بود تسلط انگليسيان را متزلزل نمايد . آن هم به اين شرط كه هند مورد حملهء خارجى قرار نمىگرفت ، شورشى روى نمىداد ، و يا چنان توسعه نمىيافت كه سركشى كند .
اين موضوع مهمترين موضوع مورد مناقشه در انگليس سدهء نوزدهم بود .
مناقشهاى كه بيش از آنچه در جلسههاى پارلمان صورت گيرد در رسالهها و صورت جلسات و محافل اهل سياست در جريان بود . موضوع مناقشه اين بود ، حال كه هند به تسلط انگليسيان درآمده است با آنچه بايد كرد ؟ ايجاد امنيت و آرامش و حفظ مرز با سيكها و سند ساده و نسبتا آسان بود . تجديد تشكيلات براى جمعآورى ماليات اراضى دشوارتر بود ، امّا با آگاهى بيشتر و تجربهء فراوانتر ممكن مىنمود . بازرگانى مىبايست تشويق و پشتيبانى شود .
گام بسيار بزرگ - گشودن دروازههاى هند در سال 1813 برداشته شده بود . امّا براى مردم هند چه مىبايست كرد ؟ مردمى كه پارلمان انگليس در سدهء هجدهم به تشويق و زير فشار بورك « 1 » تعهد كرده بود ، موجبات رفاه و آسايش آنان را فراهم آورد .
به اين پرسش چندين پاسخ مىشد داد . دوازده تا پانزده سال به درازا كشيد تا اين كه يكى از اين پاسخها به صورت سياست رسمى دولت درآمد . بايد به ياد آورد در دورهاى كه اين مناقشه - سال 1818 - آغاز شد حزب محافظه كار بر بريتانيا حكومت مىكرد و اينان هنوز تحت تأثير وحشت از ناپلئون و تندروان قرار داشتند . هنوز پارلمان و حكومت محلى اصلاح نشده بودند .
هنوز ده - دوازده سال وقت لازم بود تا دگرانديشان و اصلاحطلبان قدرت را به دست گيرند . روزگار جوش و خروش انديشه بود و هيچكس نمىدانست كه اوضاع اجتماع چگونه ورق خواهد خورد .
هامش
( 1 ) .Burke