اوضاع اقتصادى دست كم از شرايط سياسى نداشت . حملونقل كالاهاى بازرگانى با دشوارى انجام مىشد و مىبايست با احتياط صورت گيرد .
نيروهاى مسلحى كه از اين سو به آن سو مىرفتند و مواجب آنان عقب افتاده بود به خود حق مىدادند به جاى حقوق به چپاول اموال بازرگانان بپردازند .
براى دستههاى راهزنان ، غارت منبع درآمد و مواجب بود . تنها كالاهاى بازرگانى انبوه و يا گران قيمت ، كه صرف مىكرد دستهاى محافظين نيرومند از آنها محافظت كنند ، مىتوانست جابهجا شود . از اين رو بازرگانى و داد و ستد ميان نواحى مختلف و شهرهاى گوناگون ، كه در دورهء مغولان به رغم انواع محدوديتها و عوارض رونق داشت ، متوقف شده بود . فعاليت بازرگانى تنها در بندرهاى بزرگ ديده مىشد . صندوقهاى ترياك و عدلهاى پنبه و قماشجات و سفارشهاى شوره بود كه صادرات هندى - انگليسى را راه مىبرد . صنعت گسترده پارچهبافى دستى هند راكد شده بود . تا اندازهاى به اين علّت كه ناامنى و هرجومرج مانع از توليد بود امّا عمدتا به اين سبب كه پارچههاى ماشينى بافت لانكاشير نه تنها جايگزين تقاضا براى صادرات نشده بود بلكه شروع كرده بود تا به خود بازار داخلى هند نيز تجاوز نمايد .
هند چه از نظر اجتماعى و چه از ديدگاه فرهنگ و انديشه به پايينترين درجهء ممكن تنزل كرده بود . بيمارىهاى اجتماعى مانند جراحت چركين بر بدنى ناسالم جلوه مىكرد . مشاهدهگر بىخبر مىپنداشت اين وضع ناگوار بر تمام هند حكمفرما است . آشكارترين اين بيمارىها راهزنهاى دستهجمعى بود كه تعداد و فراوانى آنان نوعى حرارت سنج بود كه نمايانگر كفايت و قدرت حكومت بود . راهزنى مزمن به راهزنى مسرى تبديل شده بود . در هند مركزى ، ناحيهء فعاليت پيندارها ، به صورت سرطانى مهلك درآمده بود . هر مسافرى نياز به محافظ و پاسدار داشت ، و شب هنگام مجبور بود در پناه گاهى بيتوته كند . به هنگام آمدن انگليسيان به دهلى ، از ترس راهزنان مسلحى كه در گورستانها پنهان شده بودند ، كسى جرئت نمىكرد در اثناى روز براى تفريح
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٦١