دهلى ، كه نه تنها چهل سال هرجومرج را به خود ديده بلكه قحطى سال 1782 را نيز تحمّل كرده و لااقل دو سوم از جمعيت خود را از دست داده بود ، جراحات روستاها تدريجا التيام مىيافت .
در هند مركزى انقراض حكومتهاى اميرهاى نظامى ماراتاها موجب شد تا هرجومرج كامل فراگير شود . مستملكات نظام دكن كه دستخوش تجاوزهاى مكرر نظاميان خونآشام شده بود ذليل و بيچاره گشت . توقعهاى وزيران و منصبداران او مانع از بهبود اوضاع مىشد . همهجا رابطه ميان حاكم و رعيت قطع شده بود . مأمورين ماليات همراه دستههاى مسلح ، براى جمعآورى مالياتها به روستاها مىرفتند تا هر چه بيشتر روستاييان را سروكيسه كنند . روستاييان نيز به نوبهء خود در پس حصارهاى گلى و يا قلعههاى كهنه موضع مىگرفتند . در اوايل حكومت انگليسيان چنان با شدّت در برابر نيروهاى كمپانى مقاومت كردند كه آنها را ، لااقل موقتا ، آشفته و گيج ساختند . مأمورين جمعآورى ماليات نيز تا سر حد امكان از پرداخت مالياتهاى جمعآورى شده به رؤساى خود ابا مىكردند . آنچه بر همهجا و همهكس حكومت داشت قانون زور بود . از نظر سياسى كوچكترين روزنهء اميدى وجود نداشت .
در هند تحت تصرف انگليسىها ، كه تا پيش از سال 1818 عمدتا عبارت بود از ايالات بنگال و بيهار و اورسا و باريكه واقع در شمال رود گنگ ، كه تا حوالى دهلى مىرسيد و ناحيهء ساحلى كارناتيك در جنوب ، با تصويرى متفاوت امّا به همان اندازه ملالآور روبرو مىشويم . در همهجا نظم برقرار شده ، امنيّت حكمروا بود . مردم با خيال راحت مىتوانستند رفتوآمد بكنند ، مالياتها به موقع وصول مىشد ، راهزنان سركوب شده بودند . با به سر آمدن دورهء فرمانروايى كرنواليس عصر رواج همگانى رشوهگيرى و ايجاد رعب و وحشت به سر آمده بود . امّا نواحى روستايى بىرونق و نكبتبار بود . مردم احساس مىكردند به بنبست رسيدهاند . نشانهاى از عصرى نوين و تازه ديده
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٥٩