مغولان ثروت اضافى شبه قاره عمدتا در دست و اختيار دولت مركزى بود .
حتّى پس از كنار گذاردن ولخرجىهايى كه در زمينهء تظاهر و ساختن بناهاى باشكوه مىشد دولت مركزى آن اندازه منابع مالى در اختيار داشت كه بتواند كشور را اداره كرده و با تهديدات بيگانگان مقابله نمايد . توليد انواع فراوردهها و بازرگانى خارجى رونق نسبى داشت . در سدهء هيجدهم وضع دگرگون شد .
منابعى كه در اختيار مركز قرار داشت در جنگهاى جانشينى سالهاى 1713 ، 1712 ، 1707 ، 53 - 1752 ، 19 - 1717 و همچنين درگيرىهايى نظامى با ماراتاها و ايرانيان [ حملهء نادر شاه به هند ] و افغانها به هدر رفت . ديگر منابع محلى كه در اختيار دولت مركزى نبود ، صرف جنگهاى محلى ، ميان امراء محلى شد . ماراتاها در به كار گرفتن منابع محلى ، براى تسلط بر محل ، پيش از انگليسيان اقدام كردند . وسيلهاى كه به كار مىبردند چائوته « 1 » ناميده مىشد كه عبارت بود از باجى معادل يك چهارم هرگونه درآمد . اين باج در پايان سدهء هجدهم چنان مرسوم شده بود كه در پنجاب هر ماجراجويى كه مىتوانست چند نفرى را دور خود جمع كند و قلعهاى گلين را تصرف نمايد با ايجاد رعب و وحشت در مناطق روستايى در ظرف چند سال چنان مال اندوزى مىكرد كه به عنوان مهاراجه شناخته مىشد . جاشوى انگليسى جورج توماس « 2 » كه هنسى را تصرف كرده بود يكى از اينان بود . چارلز متكالف در فهرستى كه از بزرگان محلى دهلى فراهم آورده بود پارهاى از آنان را چپاولگر اين و آن وصف كرده بود . درآمدى كه از مناطق روستايى مىشد گرفت ، در شرايط حاكم آن روز تنها با تسلط بر مناطق روستايى به دست مىآمد . اين گونه شد كه تحركات نيروهاى مسلح هندى اغلب متأثر از نياز جمعآورى باج و ماليات بود .
مزدوران جنگى حقوق عقبافتادهء خود را مىخواستند . پيكارها نيمه تمام گذاشته مىشد تا باج گردآورى شود و از شورش سربازان ، براى دريافت
هامش
( 1 ) .Chauth( 2 ) .George Thomas