مىكردند آنگونه اعتماد به نفس خارق العاده داد كه از مختصات سدههاى اوليهء دين اسلام و يا سالهاى اول انقلاب روسيه شوروى ، بود . هر شكست عقبنشينى موقتى دانسته مىشد و هر ناكامى دست اندازى كم اهميّت در شاهراه طلايى سرنوشت . يقين داشتند گردش افلاك بر مراد آنان است . اين روحيه و طرز انديشيدن سبب شده بود تا رهبرى انگليسيان در رسيدن به اهداف خود سماجت و پافشارى بىنظير بنمايد كه در طرف هندى اصلا ديده نمىشد . اينگونه جوّ فكرى ، هرجا كه نيروهاى اندك بر نيروهاى بسيار بزرگتر ، پيروزى يابد پيدا مىشود .
سپس موضوع منابع پيش مىآيد . ظاهرا يك شركت تجارى ، از نظر منابع ، هيچگونه تناسبى با يك شبه قاره ندارد . منابع شبه قاره به مراتب بيشتر ، وسيعتر و ژرفتر مىنمايد . امّا واقعيت چنين نيست ، منابع هندوستان پراكنده و متشتت بود و بر ضد خود هندوستان به كار گرفته مىشد ، امّا منابع انگليسيان فشرده و متمركز بود . انگليسيان از منابع هندى استفاده مىكردند ، نه تنها از نيروى انسانى هند بلكه از نيروى مالى هند . اقتصاد هند اصولا طبيعتى معيشتى داشت ، صنايع دستى مانند پارچهبافى و ابريشمبافى از عوامل حاشيهاى بود . انگليسيان صاحب چنان بازرگانى بودند كه با سرعت گسترش مىيافت . صنايعى داشت كه خوراك آن مواد خام ، مانند پنبه بود و مواد كافى بومى مانند ذغالسنگ و آهن . بازارهايى را در اختيار داشت كه با سرعت در حال گسترش بود مانند اروپا و آمريكا . با نخستين اختراعات انقلاب صنعتى وسايلى به دست آورده بود كه با مقياس وسيع و بىسابقه مىتوانست براى اين بازارها انواع فراوردها توليد كند و تقاضاها را پاسخگو باشد . از سوى ديگر بازار بازرگانى خارجى هند ، به علّت بحران ناشى از سقوط خاندان صفوى در ايران و تسلط روزافزون هلندىها در جنوب شرقى آسيا ، نه تنها ثابت مانده بود بلكه دچار ركود شده بود . سرانجام نيز نيروى دريايى به انگليسيان اين توانايى را مىداد كه تمام منابع خود را به
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٤٧