كسى بد آنها مىگفت صد و بيست سال بعد پرچم استقلال هند در دهلى افراشته خواهد شد هرگز باورشان نمىشد .
اين واقعيت كه در كمتر از هشتاد سال يك مؤسسهء بازرگانى بيگانه ، برخاسته از سرزمينى دوردست ، بر چنان شبهقارهاى تسلط پيدا كند كه در دامان خود تمدنى باستانى را پرورده بود و فرهنگى بيگانه [ مراد فرهنگ ايرانى است ] و سنت شاهنشاهى و انبوه هنگفتى از تجارب سياسى و نظامى و فرهنگى داشت ، بىترديد موضوعى عبرتآور و حيرتانگيز بود . چنان نبود كه اين فرمانروايان نوين ، همانند اسپانيايىهايى كه به مكزيك و پرو رفتند ، از دنيايى ديگر آمده باشند . انگليسيان به مدت يكصد و پنجاه سال ، پيش از آن كه در هندوستان دست به شمشير ببرند ، با آن سرزمين رفت و آمد و داد و ستد كرده بودند . دولتمردان بومى هندوستان با انگليسيان و اروپاييان ديگر از قبيل پرتقالىها و هلندىها به خوبى آشنا بودند ، و تصور مىكردند كه از چند و چون كار و وضع آنان باخبرند . بنابراين توفيق انگليسيان در تصرف كامل هندوستان نياز به توجيه و موشكافى دارد . فرضيهاى كه در سدهء نوزدهم اروپاييان به آن دلخوش كرده بودند برترى ذاتى اروپاييان نسبت به مشرق زمينيان بود ؛ امپرياليستهاى سدهء نوزدهم توهم خصوصيات نژادى انگلو - ساگسونها را نيز بدان افزودند . مىپنداشتند يك مشرق زمينى در برابر افرادى چون كلايو ، هستينگز ، لارنس يا نيگلسون چه مىتواند بكند ؟ گذشته از عقل سليم آنچه نادرستى و بطلان اين نظريه را آشكار مىسازد واقعيت تاريخى است كه اروپاييانى كه اسم آنان در بالا آورده شد در كفايت و لياقت هيچ كم نداشتند . به رغم و كوشش بىحد و مرز نتايج بر خلاف انتظار گرفتند .
استدلال كهن مكر و حيله و رذالت فطرى انگليسىها هم پذيرفتنى نيست .
انگليسىها آن زمان از ديگر اروپائيان در اين زمينهها جلوتر نبودهاند . در ضمن آن كه در رذالت آنان شك و ترديدى نيست امّا تا به حال در تاريخ به موردى برخورد نشده كه رذالت و مكر و حيله نتايج هنگفت و سودمند به بار
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٤٤