دولت ، با خارج ، انگليسيان باشند . با اين روش ، نيروهاى مسلّح كمپانى ، در پايتخت دولت مورد بحث مستقر مىشد تا به هنگام لزوم با هر حملهء خارجى مقابله نمايند . هزينهء اين نيروها را ، كه زيرنظر انگليسيان در محل مستقر بودند ، دولت محلّى مىپرداخت . در چنين شرايطى اگر روزى همان دولت به فكر مخالفت با كمپانى مىافتاد فشار پنجهء كمپانى را بر گلوى خود احساس مىكرد .
موضوع پرداخت هزينههاى نيروى كمپانى مستقر شده در پايتخت دولت محلى هميشه بهانهء مطلوبى بود براى دخالت در امور داخلى . با اين قيد و بندها ، معناى قرارداد اين بود كه دولتهاى هندى ديگر نگران آن نبودند كه از سوى دولت هندى ديگر مورد تهديد قرار گيرند . در عوض طوق بندگى انگليسيان را برگردن خود مىپذيرفتند .
نخستين كاميابى چشمگير ولسلى ، با اين حربه و شيوه ، به سال 1789 در حيدرآباد به دست آمد . نظامدكن كه كهنسال و دلمرده بود از سوى ماراتاها مورد تهديد بود . از ديدگاه نظامدكن چنين قراردادى براى او آسايش خاطر فراهم كرد اما به اين قيمت كه جانشينان او آزادى و استقلال عمل خود را از دست دادند . لحظهء سرنوشتساز زمانى پيش آمد كه باجى رائو پيشوا ، « 1 » كه سخت از سوى فرماندهان نيروهاى خودش تحت فشار قرار گرفته بود يا امضاء قرارداد باسين « 2 » در دسامبر 1802 با همين شيوهء استقلال خود را تضمين كرد . چون رئيس فدراسيون ماراتاها بود اين عمل او باعث ذلت و آبروريزى تمام ماراتاها شد . در سال 1803 بزرگان ماراتا سركشى كردند . از ارتور ولسلى و لردليك « 3 » شكست خوردند . تصور مىشد كه حال تمام هند تا كرانههاى رود سوتلج به راجه انگليس تعلّق خواهد گرفت . اما در سال بعد هولكار يكى از
هامش
( 1 ) .Peshwa Baji Rao( 2 ) .Bassien( 3 ) .Lord Lake