تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مصر گسيل داشته بود ، درگيرى پيدا كرده بود . در هند كمپانى با دشمنى مدير و غير قابل پيش‌بينى چون تيپو سلطان ميسور و ماراتاها سروكار داشت كه بعيد نبود با لشكريان خود به فرانسويان به پيوندند . بنابراين حزم و احتياط حكم مىكرد تا آن‌جا كه ممكن است پيش رفت . در محافل داخلى كمپانى نيز فشارى شديد وارد مىآمد كه پيشرفت و توسعه‌طلبى در طول زمان ارزان‌ترين شيوه براى فراهم كردن شرايط مطلوب و مناسب بازرگانى است . بر اين انگيزه‌هاى توسعه‌طلبى و جاه‌طلبى بايد شخصيت خود ولسلى را نيز افزود كه تنها سى و هفت سال داشت . سرشار از جاه‌طلبى و نيروى جوانى و سخت معتقد به امپرياليسم بود . به بهانهء اين كه تيپو سلطان از گروهى كشتى شكستگان فرانسوى پذيرائى كرده است ، و اين كه فرماندار فرانسوى جزيرهء موريس بر بزرگ‌نمايى اين پذيرايى اصرار ورزيده ، پيكار بر ضد تيپو سلطان را آغاز كرد ، پيكار را خود ولسلى فرماندهى كرد ، نشان داد قابليت او دست كمى از جاه‌طلبىها و نيروى جوانى او ندارد . در ماه مه سال 1799 تيپو ، آنگاه كه حصار قلعهء پايتخت او در سرينگاپاتام « 1 » شكسته شد ، به رغم شجاعت فراوان به قتل رسيد . نيمى از قلمرو او منتزع شد ، نيم ديگر آن به كودكى كه وارث راجه ميسور بود داده شد . تسلط واقعى انگليسيان بر جنوب هند از اين جا شروع مىشود . با نابودى تيپو نيروهاى انگليسى آزادى عمل يافتند . لولويى كه سى سال تمام فعاليت‌هاى انگليسيان را در جنوب هندوستان تحت الشعاع قرار داده بود ، از پاى درآمد . ظاهرا نشان داد مردان كاردان و لايق ، كه تنها بر نيروهاى مسلح مزدور تكيه داشته باشند ، نه تنها مىتوانند در برابر نيروهايى كمپانى مقاومت كنند بلكه در موقع مناسب پوزهء كمپانى را به خاك بمالند . حال دروازه آنچه از هند باقىمانده بود باز شده بود ، هندى كه صحنهء نفاق و فساد و
هامش
( 1 ) .Seringapatam
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 136 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده