تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
در سال 1815 سرانجام ناپلئون شكست خورد . پيش از آن در سال 1813 در آن هنگام كه اساسنامهء نوينى براى كمپانى تدوين شده بود منافع بازرگانى در انگلستان چنان رشد كرده بود كه انحصار بازرگانى با هند ، كه در دست كمپانى هند شرقى بود ، لغو شد . اين اعتقاد در همه جا رسوخ يافته بود كه ثروت بالقوهء هند بيش از حد تصور است و بر طبق اصول تجارت آزاد انحصار نمىتواند موجبات گسترش استعمار را فراهم كند ، بلكه تجارت آزاد براى رسيدن به اين هدف كارآمدتر است . لازمهء اين طرز تفكّر تسلط كامل بر هند بود ، زيرا در آن صورت توسعهء اقتصادى با هزينه‌اى كمتر و شيوه‌اى عملىتر انجام مىشد . اگر تمام نيروهاى مسلّح در كرانه‌هاى رود سوتلج « 1 » متمركز مىشد و بقيهء هند با نيروى پليس و انتظامى اداره مىشد ، اين تدبير به مراتب كم هزينه‌تر بود تا اين كه در شهرهاى متعدد نيروى مسلّح گذاشت و از مرزهاى طولانى و پر پيچ و خم دفاع كرد . منافع و مزاياى يكپارچه كردن تسلّط بر شبه قارهء هند ، از ديدگاه جريان بازرگانى داخلى ، نيازى به تذكر ندارد . بنابراين هم اوضاع هند و هم افكار عمومى انگلستان براى اقدام و عمل آماده بود . اجراى مرحلهء آخر بر عهدهء ماركيز هستينگز ( كه با عنوان ارل [ - امير ] مويرا « 2 » به هند اعزام شد ) ، دوست نايب السلطنه و مسئول استيضاح وارن هستينگ ، گذاشته شد . در عمل نشان داد برنامه‌ريزى قابل و سياستمدارى با تجربه است . نخست به جنگ با گوركاها ( 16 - 1815 ) پرداخت . در طى اين جنگ دو طرف براى يكديگر چنان احترامى عميق قائل شدند كه حتى تا به امروز ادامه يافته است . آنگاه طرحى جامع براى نابود ساختن پيندارها در پناهگاه‌هاى خود آنان در هند مركزى ريخته شد . براى اجراى آن ماراتاها را با تهديد و تشويق ترغيب به شركت كردند . ماراتاها از يك سو سلحشورتر از آن بودند كه اطاعت كنند ، از سوى ديگر آن چنان گرفتار چشم‌هم‌چشمى كه
هامش
( 1 ) .Sutlej( 2 ) .Earl Of Moira