تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
اگر رژيم پيشين و دولت تازه تا اين اندازه با يكديگر منطبق بوده و شباهت داشتند آيا مىتوان گفت اين كمپانى تازه از راه رسيده همان دولت كهن مغولى بود كه وسعت يافته بود ؟ استدلال مىكنند حكومت برپا شده توسط كرنواليس به رغم تفاوت‌هاى بسيار ، از جمله نيروى انسانى نوين و دستگاه قضائى منظم‌تر و نيروهاى مسلح با كفايت‌تر ، در سرشت خويش تفاوتى با رژيم مغولان نداشت . . . امّا تغييرات خاصى ، كه هر چند در آن زمان تفاوت چندانى را ايجاد نمىكرد ، بعدها موجب چنان تحولات اساسى شد كه هيچ‌كس پيش‌بينى آنها را نكرده بود . وارن هستينگز ، كه با وجود دغدغه و تشويش فراوان هيچ‌گاه از آينده‌نگرى باز نمىماند ، اعتقاد راسخ داشت بايد دقيقا از همان شيوهء حكومت كردن مغولان پيروى شود . يعنى انگليسيان ، بيگانگان ، بايد با روش‌هاى هندى و توسط مؤسسات هندى بر هندوان حكومت كنند . دولت بيشتر نقش سرپرست را داشت تا اداره و دخالت در جزئيات امور . انگليسيان قيم و ولى جامعه‌اى باستانى بودند . به عنوان قيم ناچار بودند از آن جامعهء باستانى نگاهدارى و پرستارى كنند . از مذهب ، ادبيات و هنر آن مىبايست ، از روى اجبار ، پشتيبانى نمايند . كرنواليس كه برخورد با نتايج اقدامات خود را بر عهدهء ديگران نهاده بود ، در سطحى ديگر پيش مىرفت . بر اين تصور بود كه حكومت كردن انگليسيان بر هندوان به صلاح و خير هندوان است و اين حكومت بر اصول اروپايى اداره مىشود و نه هندى . چون آنچه را از فرهنگ و تمدن هندى مىديد مطابق ذوق و سليقهء خود نمىيافت و نمىپسنديد پشتيبانى و حمايت خود را از آن به حداقل رسانده بود ، و در آن دخالتى نمىكرد . در چشم هندوان معاصر خودش رفتار و برخورد او بيگانه‌تر و ناسازگار مىنمود . امّا درصدد ايجاد تغييرات ناگهانى نيز نبود . اين بذر ، در آينده نتيجه‌هاى غير منتظره به بار آورد . از اينها كه بگذريم كرنواليس جامعهء هندى را با دو امر آشنا كرد كه هيچ يك از آن دو ، در آن هنگام ، چنان كه بايد و شايد ، درك و مفهوم نشد . يكى موضوع حكومت قانون بود كه هندوان